فصل پنجم : [ شروط واجب بودن فريضهء امر و نهى ]
وجوب امر به معروف و نهى از منكر ، مشروط به شرايط زير است :
شرط اوّل : عالم بودن خود آمر و ناهى به معروف و منكر ؛ زيرا گفته شده : كسى كه خود وجوب عملى را نفهمد ، چگونه واجب مىشود بدان فرمان دهد ؟ ! و يا حرمت عملى را نداند ، چگونه مأمور مىشود از آن منع كند ؟ !
و نتيجهء اين بيانْ آنكه : علم ، شرط وجوب است ؛ نظير استطاعت كه شرط واجب شدن حج است . و نه آنكه شرط واجب باشد ، مانند طهارت لباس و بدن نسبت به نماز ؛ چه آنكه اگر شرط واجب باشد ، بايد مأمورٌ بِهِ امر و نهى ، واجبات و محرّمات را مقدّمتاً فرا بگيرد و يا به نحو احتياط امتثال اجمالى كند . و بنابر اين ، مراد از « مُروا بالمعروف » اين است : مروا بما تعلمون أنّه معروف ، وانهوا عمّا تعرفون أنّه منكر . پس شخصى كه جاهل به تحقّق ترك واجب و فعل حرام از ديگران است ، معذور بوده ، استحقاق مؤاخذه نخواهد داشت .
و برخى از علما بر آن است كه : متعلّق امر ، معروف واقعى ؛ و متعلّق نهى ، منكر واقعى است ؛ به طورى كه اگر مكلّف احتمال آن دهد [ كه ] فعلى كه غير درصدد ترك آن است معروف و يا درصدد فعل آن است منكر است ، بر وى لازم مىشود تحقيق و تفحّص كند . و شاهد اين قول ، مقتضاى ظواهر ادلّهء امر به معروف و نهى از منكر است كه ظهور در معروف و منكر واقعى دارد و نه معلوم المعروف والمنكر .
لكن اظهر ، قول اوّل است ؛ به دليل روايت مسعدهء سابق از امام صادق عليه السلام كه فرمود :