تقليد و پيروى از گفتار ما نيز حرام است و گوش به حرف ما ندهيد ؟
سؤال 8 : آيا تقليد كردن از يك نفر مجتهد ، علاوه بر مرتبهء اجتهاد و قدرت استنباط ، شرايطى ديگر نيز لازم دارد يا نه ؟
جواب : مرجع تقليد و پيشواى مذهبى مردم ، علاوه بر مرتبهء اجتهاد ، بايد شرايط زير را دارا باشد :
اوّل آن كه : عادل باشد ؛ يعنى ايمان او به قدرى كامل و قوى باشد كه واجبى از واجبات الهى را ترك نكند و محرّمى از محرّمات خداوندى را انجام ندهد ؛ و به تعبير ديگر ، از گناهان بزرگ ، دور باشد و گناهان كوچك را اصرار نكند . پس تقليد از فقيه گنهكار ، هر چند اعلم باشد ، جايز نيست .
دوم : مردى اعلم و داناتر از ديگران باشد . بنابراين ، در صورتى كه مجتهدها در علم و فضيلت ، مختلف باشند ، بايد مقلّد ، جستوجو كرده ، آن كس را كه عالمتر از همه باشد ، تقليد كند ؛ به دليل اين كه اگر مثلًا انسانى را مرضى خطرناك عارض شود ، به حكم فطرت ، به سراغ آن دكتر مىرود كه داناتر و واردتر باشد .
و البته پيدا است [ كه ] احكام الهى و عقايد دينى ، امرى در نهايت اهمّيّت است ، [ پس ] بايد از ميان فقها ، به سراغ داناتر و اعلمِ آنها رفت .
سوم آن كه : حَىّ و زنده باشد . پس كسى كه بخواهد در ابتداى تقليد خود ، به يكى از علماى گذشته ، تقليد كند ، صحيح نيست ؛ چه آن كه مسئلهء مراجعهء عوام به مجتهد ، مانند مسئلهء رجوع مريض به دكتر است ؛ و البتّه روشن است عمل عقلا و خردمندان بر اين است كه راجع به مرض خويش ، مراجعه به دكتر زنده كنند ، نه آن كه از طبيبى كه مثلًا هزار سال پيش مرده ، ورق كتابى يا برگ نسخهاى پيدا كرده ، عمل كنند .
بلى ، اگر چنانچه مدّتى در حال زندگى از مجتهدى تقليد كرده و به مسايل وى آشنا شده و عمل نموده ، امكان دارد پس از وى در روش عملى آن دستورات ، باقى باشند ؛ و بدين جهت ، باقى بودن بر تقليد ميّت ، عيبى ندارد .
سؤال 9 : تشخيص اعلميّت و برترى مجتهدى از امثال خود ، براى انسانى غير
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 218
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢١٨