نياكان خود ، تمسّك مىجستند . بنابراين ، مىگوييم :
آيهاى كه در سؤال ، ذكر شد ، اوّلًا مربوط است به مذمّت تقليد در اصول دين و امور اعتقادى ، آن هم در مقابل ادلّه و معجزات پيغمبران ، چنانچه از ملاحظهء آيات قبلى معلوم مىشود ؛ « وَ كَذلِكَ ما أرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فى قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ إلاّ قالَ مُتْرَفُوها إنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى امَّةٍ وَ إنّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ » . « 1 »
ترجمه : در زمانهاى گذشته ، در هيچ مجتمع و ملّتى ، پيغمبرى بيمدهنده از عذاب نفرستاديم مگر آن كه ثروتمندان هوسران ، به آنها گفتند : پدران خود را چنين يافتهايم و ما هم به روش آنان ، اقتدا خواهيم كرد .
و ثانياً ، در آيهء شريفه ، توبيخ و مذمّت شده از اينكه آنها تقليد از پدران و گذشتگان كردهاند ؛ و البتّه پيدا است [ كه ] آباء و اجداد آنها نيز مانند خودشان ، مردمان جاهل و نادان بودند ؛ پس مضمون آيهء شريفه ، مذمّت تقليد از نادانها و مردهها است ، نه از زندههاى صاحبانِ علم و اطّلاع .
و امّا جواب از روايت مزبور ، البتّه شما خوانندهء محترم ، اگر دقّت در معناى حديث كنيد ، كاملًا روشن مىشود كه اوّلًا امام مىفرمايد : نبايد خود مردم ، كسى را به مقام افتا و قضاوت ، نصب كنند و چنين حقّى به آنها داده نشده [ است ] .
و البتّه پيدا است [ كه ] مجتهد را مردم نصب نمىكنند و مسلّماً آنها حقّ نصب و عزلش را ندارند ؛ بلكه نصب مجتهد و قاضى و حجّيّت دادن به فتوا و حكم آنها به وسيلهء خود امام عليه السلام واقع شده ؛ چنانچه در سؤال ششم گذشت كه امام صادق عليه السلام فرمود :
« يا أبان ، اجلس في المسجد ، و أفت للناس » « 2 » .
و فرمود :
« فأمّا من كان من الفقهاء . . . فللعوام أن
يقلّدوه » « 3 » .
و دربارهء قاضىِ فقيه فرمود :
« فقد جعلته عليكم قاضياً » « 4 » .
و نيز فرمود :
« فقد جعلته عليكم حاكماً » .
« 5 »
هامش
( 1 ) . سورهء زخرف ، آيهء 23 .
( 2 ) . منتهى الاصول ، ج 2 ، ص 633 . و نك : وسائل الشيعة ، ج 30 ، ص 291 .
( 3 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 264 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 131 ، ح 33401 .
( 4 ) . عوالي اللآلي ، ج 3 ، ص 518 ، ح 13 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 139 ، ح 33421 .
( 5 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 67 ، ح 10 ؛ وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 34 ، ح 51 .