تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
2 . راجح و مطلوب بودنِ متعلّق نذر از نظر اسلام ، مانند : به‌جا آوردن واجب و مستحب و يا ترك حرام و مكروه . 3 . سبب ضايع شدن حقّ ديگران نباشد ، مانند : نذر كردن هر يك از زن يا شوهر ، عملى را كه مخالف حقّ ثابت ديگرى باشد . مسئلهء 3 . براى كسى كه نذر خود را به‌عمد و اختيار ، حنث كند و مخالفت نمايد ، واجب است كفّاره دهد . « 1 » مسئلهء 4 . واجب است بر كسى كه عملى را به صيغهء عهد بر ذمّهء خود ثابت كرده - مثل اين‌كه بگويد : با خداى خود عهد كردم كه فلان عمل مستحب يا مباح را انجام دهم - به عهد خود وفا نمايد ؛ و اگر به عمد و اختيار ، تخلّف كند ، واجب است كفّاره دهد . « 2 »

كفارات

« كفّاره » در لغت ، عمل و خصلت پوشاننده است ؛ و بدين جهت بر كفّارات شرعى اطلاق مىشود كه گناه و خطاى انسان را مىپوشاند و نابود مىسازد . مسئلهء 1 . براى كسى كه مسلمانى را به خطا كشته باشد ، واجب است كفّاره دهد ؛ بدين معنا كه برده‌اى آزاد كند ؛ و اگر ميسور نباشد ، دو ماه پى در پى روزه بگيرد ؛ و اگر مقدور نباشد ، شصت نفر فقير را طعام دهد . مسئلهء 2 . براى كسى كه روزهء قضاى ماه رمضان را پس از ظهر ، باطل كرده باشد ، واجب است ده فقير را طعام دهد ، به اين‌كه دعوت كند و سير نمايد ، و يا به هر كدام ده سير - تقريباً - خوراكى دهد ؛ و اگر مقدورش نباشد ، سه روز روزه بگيرد . مسئلهء 3 . واجب است بر كسى كه يك روز از روزهء ماه رمضان را به عمد افطار كند و بر كسى كه مخالفتِ عهد نمايد و بر زنى كه در مقام مصيبت ، موى سر خود را بريده باشد ، برده‌اى آزاد كنند و يا دو ماه متوالى روزه بگيرند و يا شصت نفر فقير را - به
هامش
( 1 ) . به باب كفّارات ، رجوع شود . ( 2 ) . به باب كفّارات ، رجوع شود .