مسئلهء 1 . واجبات مُوسّعهء انسان ، مانند قضاى نماز و روزه ؛ و بدهىهاى طَويل المدّت ، مثل مهريّهء زن و غيره ؛ در صورت ترس از آنكه اگر تأخير بيندازد ، نتواند انجام دهد ، واجبات فوريّه مىشود . و همچنين اگر علايم قريبهء مرگ را در بيابد ، واجب است امانتهايى را كه از ديگران در نزد او است ، مسترد دارد و خود را از حقوقى كه برعهده دارد - چه خالقى باشد و چه خَلقى - تبرئه نمايد .
و نيز بدهىهاى مالى كه در ذمّه دارد - چه خالقى باشد ، مانند : زكات و خمس و غيره ؛ و چه خلقى باشد ، مانند : بدهىهاى ناشى از معاملات يا اتلاف مال و نفس و غيره - تأديه كند ؛ و در صورت عدم امكان ، واجب است وصيّت نمايد ؛ و با مدارك و شهود ، وصيّت خويش را استحكام بخشد .
مسئلهء 2 . حيف در وصيّت ، حرام است ؛ و آن اينكه مالى را وصيّت كند [ تا ] در حرام مصرف شود ، مانند : طبع و نشر كتب ضلال ، تهيّهء كازينو و محلّ حفظ و فروش مواد مخدّر و مانند آن ؛ و يا اينكه وصيّت كند برخى از ورّاث ، محروم از ارث شود .
مسئلهء 3 . براى وصى ، تبديل وصيّت و تخلّف از حدود آن و يا عزل كردنِ خود و يا سپردن مورد وصيّت به ديگران ، جز در موارد استثنايى ، حرام است .
مسئلهء 4 . اگر ميّت ، انجام امرى را براى شخصى وصيّت كرده و او تا مرگِ موصى ، مطّلع نشده ، واجب است وصيّت را بپذيرد و انجام دهد و حقّ رد ندارد .
يمين ( سوگند )
« يمين » يعنى سوگند خوردن به نام خداوند ؛ مثلًا بگويد : « و اللَّه » ، يا « تا اللَّه » ، يا « بهخدا قسم ، چنين خواهم كرد » .
مسئلهء 1 . براى كسى كه به انجام كارى سوگند « 1 » ياد مىكند ، مراعات امور زير در نفوذ سوگند ، واجب شرطى است :
1 . سوگند بايد به نام خدا باشد ؛ چه اسم خاصّ ذات اقدس او باشد مانند نام مبارك اللَّه ، و چه صفت مخصوص او مانند : واجب الوجود ، خالق السموات ، مقلب القلوب و غيره .
هامش
( 1 ) . مطبوع : + / « مىخورد » .