تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
3 . گيرنده ، آن را به ديگران ، به نحوى از انتقال ، منتقل نموده باشد . 4 . هبه معوّضه باشد ؛ يعنى گيرنده چيزى در مقابل آن داده باشد . 5 . هبه‌كننده ، به قصد قربت و براى ثواب ، بخشيده باشد .

وقف

« وقف » در لغت ، متوقّف ساختن و از حركت باز داشتنِ شىء است ؛ و در اصطلاح اسلامى ، ايستا نمودن مال و ممنوع كردن از نقل و انتقال است كه عَلَى الدوام ، عينش محفوظ و منافع و عوايدش در مسير غرض واقف ، روان گردد . و از نظر مصالح دينى و دنيوى ، وقف يعنى صدقهء جاريه و احسان روان ، وسيلهء انتفاع جامعه ، راه درآمد انسان براى پس از مرگ خويش . مسئلهء 1 . در وقف هر عينى ، قصد وقف كردن و انشاى وقفيّت آن به وسيلهء لفظ ، لازم است ؛ لكن احياناً با معاطات نيز تحقّق مىيابد ؛ نظير آن‌كه بنايى را به قصد مسجد بسازد و در اختيار نمازگزاران قرار دهد ، وقفيّت ، تمام است ؛ و يا مدرسه و تكيه و بيمارستان و مسافرخانه و خانه و غيره را به قصد وقف كردن بسازد و در اختيار موقوفٌ عَلَيْهم بگذارد . مسئلهء 2 . در وقف اعيان ، هر نوع از استفاده را واقف ، قصد كرده باشد ، وقف ، مخصوص آن قسمت مىشود و واجب است در آن راه مصرف شود . پس جايى كه براى تحصيل علوم دينى وقف شده ، حرام است در تحصيل علوم ديگر و يا در استفادهء ديگر مصرف شود .

وصيّت

« وصيّت » در لغت ، سفارش و پيغام است كه انسان در حال زندگى نسبت به امور مربوطهء خود و اموال خود براى پس از مرگش ، توصيه مىكند . و از نظر حكم الهى و مصالح فردى و اجتماعى ، وصيّت ، يعنى حقّى ثابت بر هر مسلمان ، تحفّظ از مرگ جاهليّت ، تتميم انجام وظايف ، جبران نواقص عبادى و غير عبادى ، نمونه‌اى از عقل و حُسن تدبير .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 154 | الشيخ علي المشكيني / حميد الأحمدي الجلفائي