و سوگند به غير خدا - نظير سوگند به پيغمبر و امام و قرآن و كعبه و غيره - نافذ نيست .
2 . مكلّف و مختار بودن و قصد جدّى داشتن .
3 . سوگند براى امر جايز و مباح باشد ؛ و نه مثل ترك نماز و ترك جهاد و يا خوردنِ عرق و مال حرام .
مسئلهء 2 . قسم دروغ ، از گناهان بزرگ و يمين غموس است ؛ يعنى گويا انسان را در گردابى از معصيت فرو مىبرد ، لكن اگر نجات جان يا مال خود و يا جان و مال مؤمنى ، بدان متوقّف شود ، جايز ؛ و بلكه در نجات از امور خطيره ، واجب خواهد بود .
مسئلهء 3 . قسم دادن شخص ديگرى براى كارى - نظير آنكه : تو را به اللَّه ، يا تو را به خدا ، فلان كار را انجام بده - سبب وجوب براى شخص نمىشود ، لكن مستحب مىشود .
مسئلهء 4 . پس از تحقّق شرايط و منعقد شدن قسم ، وفا كردن بر آن ، واجب ؛ و حنث و تخلّف از آن ، حرام است ؛ و اگر به عمد و اختيار ، تخلّف نمايد ، واجب است كفّارهء حنثِ قسم دهد . « 1 »
نذر و عهد
« نذر » يعنى ملتزم شدن انسان به انجام فعلى يا ترك فعلى براى خدا .
مسئلهء 1 . براى كسى كه بهجاى آوردنِ كارى و يا ترك كارى را نذر نمايد و بر ذمّهء خود ثابت كند ، واجب است به التزام خويش وفا كند ؛ و حرام است تخلّف نمايد .
مسئلهء 2 . براى نذركننده ، علاوه بر شرايط عامّه ، مراعات امور زير ، واجب شرطى است :
1 . خواندن صيغهء نذر ، به هر زبانى [ كه ] باشد ؛ لكن با ملاحظهء دو شرط در مفهوم آن :
الف - ذكر نام خدا .
ب - تثبيت عمل بر ذمّهء خود براى خدا .
مثلًا بگويد : براى خدا بر عهدهء من باشد كه صد ريال به فقيرى بپردازم .
هامش
( 1 ) . به باب كفّارات ، رجوع شود .