بحث تاريخي وعلمي
مستفاد از روايات وارده ، اين است كه : چون جزئي از اعضاى بدن مادة گاو مذبوح ، به بدن مقتول خورد ، بلافاصله روانش به قالب برگشت واز جاى برخاست وخود را در محضر موسى - پيامبر خود - وانبوه طرفين دعوا ومردم ديد [ و ] كيفيّت كشته شدن خود را به دست پسرعموها بازگو نمود . وخداوند ، براي أو عمر طولانىِ دوبارهاى عطا فرمود . وآن دو قاتل وى به عنوان قصاص ، كشته شدند .
وامّا اين كه چرا خداوند ، خود ، ابتدأ قاتل را معرّفى نكرد ؟ ويا مقتول را خود ، زنده نكرد ؟ وچرا جزء بدنِ مذبوحِ خاصّى را به أو زدند ؟ اسرارش درست بر ما روشن نيست ؛ لكن در روايات دارد كه : « خدا مىخواست قدرت خودش را تفهيم كند ، كه تلاقى دو جسم بىجان ممكن است سبب حيات وتولّد جان شود ؛ بنگر چگونه تلاقى نطفه مادة ونر را در انسانها وهمه حيوانات ودو زوجِ گياهان را با تلقيح بادها ، سبب حيات قرار مىدهد ؟ » « 1 » ونيز دارد كه : « آن مادة گاو ، از آنِ جوان فقيرى بود كه سختْ نيكى كننده بر پدر بود ؛ وخدا خواست مادة گاوِ أو را به بهاى گزافى بخرند وأو را غنى سازد » . « 2 »
[ تفسير آيهء 22 ]
[ تفسير آيهء 74 ]
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ االأْنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ . [ 74 ]
سپس دلهاى شما پس از آن اعجاز عظيم ودلايل روشن ، قسى وسخت گرديد .
پس دلهاى شما مانند قطعههاى سنگ ، يا در قساوت از آنها نيز سختتر است . واين ، بدان جهت است كه : از برخى از سنگها ، جوىها مىجوشد - مانند حجر موسى وسنگ بعضي از كوهها - واز آنها برخى مىشكافد وآب از آن بيرون مىريزد وبرخى از آنهاست كه از ترس خداوند فرو مىريزد . ومراد ، آن كه :
هامش
( 1 ) . نك : تفسير مجمع البيان ، ج 1 ، ص 258 .
( 2 ) . عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ك 2 ، ص 14 ، ح 31 ؛ بحار الأنوار ، ج 13 ، ص 263 ، ح 2 .