داده - از قبيل آياتي كه أوصاف محمّد وحقّانيّت دين وكتاب أو را بيان كرده - به مسلمانها بازگو مىكنيد ، تا آنها با آن ، در نزد پروردگارتان ودر محضر أو در دنيا وآخرت ، در مقابل شما احتجاج كنند وبگويند : خدايا ما به نقل اينان از تورات ، اسلام را پذيرفتيم .
أَفَلَا تَعْقِلُونَ ، يا خطاب يهود به منافقان است ، كه : چرا نمىانديشيد وبه مسلمين احتجاج ياد مىدهيد ؟ ويا خطاب خدا به مسلمانها ، كه : چرا تعقّل نمىكنيد كه طمعى در ايمان آنان نيست ؟
[ تفسير آيهء 77 - 78 ]
أَوَلَا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ . [ 77 ]
آيا آنها نمىدانند كه خداوند ، آنچه را پنهان مىدارند از رازهاى دل وكردارهاى خلوت وآنچه را آشكار مىسازند از گفتارها وكردارها - كه [ از ] آن جمله ، سخنان فيمابينشان ونفاقِ منافقينشان است - مىداند ؟
وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَايَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ . [ 78 ]
« امّى » در لغت ، منسوب به « امّ » يعنى مادر ؛ ومراد ، بىسواد است ، كه گويى همانگونه است كه از مادر متولّد شده . و « أماني » جمع « امنيّه » است ؛ يعنى آرزو وآنچه انسان در فكر خود ، فرض وتقدير مىكند .
ومعناى آية ، آن كه : برخى از طايفهء يهود ، بىسوادِ مادرزادند ، كه كتاب تورات را نمىدانند ونمىتوانند بخوانند ومطالعه ودقّت كنند ؛ لكن مشتى آرزوها ويافتهها را به عنوان معارف واحكام آن ، از علما ومُحَرّفينِ آن فرا گرفتهاند . نظير آن كه فرداى قيامت ، جز يهود ونصارا ، وارد بهشت نمىشود . واگر يهودي ، جهنّم برود ، جز چند روز آن جا نخواهد بود . وعُزير وعيسى ، فرزندان خدايند . واسلام ، به مرگِ آورندهء آن ، نابود مىشود .
وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ : وآنها جز اين نيستند كه در معاني تورات ومعارف دينشان ، تكيه بر ظنّ وگمان دارند ، نه علم وبرهان .