قاتل را پيدا كند ومعرّفى نمايد . [ و ] اين آية وپنج آيهء ديگر دنبال آن ، در مقدّمهء روشن شدنِ حال آن قضيّه است .
ومعناى آية ، اين است : به ياد آوريد هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت :
دربارهء پيدا شدن قاتل مجهولُ الهُويّهى خداوند ، اين دستور را مىدهد كه : مادة گاوى را سر ببرّيد . وچون ارتباط قضيّهء مورد نزاع ، با دستور صادر شده ، غريب ومستبعد بود . قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُواً آنها گفتند : اى موسى ! آيا ما را به مسخره مىگيرى ؟
موسى گفت : پناه مىبرم به خدا كه من از جاهلها ونادانها باشم .
يعنى دستور ذبح گاو ، جدّى ؛ ورابطهء دو قضيّه در نزد خدا ، حقيقي است .
بحث تاريخي
طبق برخى از روايات ، در عصر حضرت موسى ، دختر با كمال وجمالى را چند نفر خواستگار شدند ، از جمله دو برادر وپسرعموى آنها . دختر ، طبق انتخاب أحسن ، دو برادر را رد كرد وبه پسرعمويشان رضايت داد ؛ وامر ازدواج ، خاتمه يافت .
شيطانِ وسواس ، آن دو را به كشتن پسرعمويشان تشويق نمود ؛ وبه نفس امّاره ، در تشويق وتوجيه اين عمل ، كمكى بسزا كرد . [ آنها ] در فرصتى مناسب ، پسرعمو را كشتند وجسد أو را در ميان محلّهاى افكندند ؛ وپس از پيدا شدن جسد در آن جا ، هر دو برادر ، آه وناله سر دادند وپيراهن پاره كردند واشكها ريختند وأهل محلّه را متهم به قتل ولزومِ دادنِ دية ، يا التزام به قصاص نمودند ؛ وشكايت را به نزد موسىبن عمران كه بردند ، أو طبق قوانين تورات ، شرايط لوث را در أهل قبيله ، محقّق ديد ؛ وحكم تورات را در آن كه آنها يا قسامه - پنجاه سوگند - بخورند ودية بدهند ، يا يكى از آنها تن به قصاص دهد ، وگرنه در حبس طولانى مىافتند ، به آنان ابلاغ نمود . آنها پس از دفاعيّهء خود ، پيشنهاد كردند كه : موسى ، اين معضل را از طريق وحى ، كشف كند وفيصل دهد . وخداوند ، اين پيشنهاد را پذيرفت . وكيفيّت پذيرش را خداوند ، از اين آية ، شروع نمود .
[ تفسير آيهء 68 ]
قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَا فَارِضٌ وَلَا