بحث حديثي
در روايات است كه : « صورت وجسم آنها به ارادهء خدا ، مسخ شد ؛ وروانشان در آن بدن بماند وبه يكديگر در كارهايشان كمك مىكردند . وسه روز در آن حال ماندند ؛ وچيزى از غصّه ، يا عدم قدرت ، نخوردند ونياشاميدند ؛ وپس از سه روز ، هلاك شدند . واينان ربطى به ميمون اصلى ندارند وآنها نيز از نسل اينها نيستند » .
وبرخى گفتهاند : اين مسخ ، منع روحي بوده ؛ يعنى عكس فرض اوّل ، روحشان در پستى وادراك روح ، ميمون شد ومدّتى در بدن انساني ماند . « 1 »
[ تفسير آيهء 66 - 67 ]
فَجَعَلْنَاهَا نَكَالًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ . [ 66 ]
[ « فجعلناها » ؛ ضمير منصوب ، راجع است به « عقوبت » كه از كلام ، استفاده مىشود ، يا به « امّت » . « نكال » اسم مصدر است ؛ يعنى عملي كه وسيلهء عبرت ديگران شود .
يعنى : پس ما آن عقوبت را - يعنى مسخ كردنِ ناگهانى گروهى از انسانها را به كيفر طغيانشان وتبديل جسم آنها به جسم بوزينگان - مايهء عبرت ، نسبت به گذشتگان وآيندگانشان ، قرار داريم ؛ زيرا اين حادثهء عجيب وهولناك را براي امّتهاى گذشته نيز نقل كرده بوديم وآنها عبرت گرفتند وآيندگان نيز عبرت خواهند گرفت .
وممكن است مراد از لِما بَيْنَ يَدَيْها مردمان هم عصر آنها ؛ ومراد از مَا خَلْفَهَا آيندگان باشند ] . « 2 » وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُواً قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ . [ 67 ]
معلوم باشد كه در آيهء 71 آتى ، اين مطلب مطرح شده كه : در بنىاسرائيل ، قتل مرموزى رخ داد . ودربارهء قاتل آن ، نزاع وستيزهاى پيدا شد . واز موسى طلبيدند [ تا ]
هامش
( 1 ) . نك : تفسير مجمع البيان ، ج 1 ، ص 72 .
( 2 ) . متن دست نوشت ، در اين جا ناقص بود ؛ وعبارات داخل كروشه ، از تفسير روان ، ج 1 ، ص 90 و 91 افزوده شد .