گرفتارىهاى أو وبدهىهاى خلقي وخالقي أو را كفايت نمىكند وبرعهده نمىگيرد ؛ واز هيچ شخصي ، شفاعت ووساطت دربارهء شخصي ، به استقلال وبدون اذن خداوند ، پذيرفته نمىشود ؛ خواه وساطت در پذيرش عمل يا زيادى پاداش يا ترفيع درجه باشد ويا براي عفو گناه يا اسقاط كيفر يا تخفيف آن . واز هيچ كس ، عوض وبَدَل از آنچه بدان محكوم شده - از عذاب جهنّم وشكنجه وتازيانه - قبول نمىشود . واحدى در آن روز ، مورد نصرت ويارى ، قرار نمىگيرد .
وحاصلْ آن كه : رها شدن گرفتارها در دنيا غالباً به وسيلهء تعهّدِ دوستى ، يا وساطتِ موجّهى ، يا گرفتن مال وعوضى ويا با توسّل به زور وقدرتى ، رفع مىشود ؛ ولى در آن جا هيچ يك از اين أمور نيست .
بحث علمي
ظاهر آيهء شريفه ، عدم قبول شفاعت در آخرت است به نحو عموم ؛ يعنى از هيچ كس نسبت به هيچ كس ، پذيرفته نخواهد شد ؛ چنانچه آيات ديگرى نيز بر اين مطلب ، دلالت دارد ، نظير آيهء أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ « 1 » وآيهء مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلا شَفيعٍ يُطاعُ « 2 » وآيهء فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ * وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ « 3 » وغير اينها . لكن شكّى نيست كه اين عموم ، تخصيص خورده ؛ وعدّهاى در آن روز ، شفاعت خواهند كرد وشفاعتشان مورد قبول خواهد بود . نظير خود خداى تعالى - يعنى فضل ورحمتش در مقابل عدل وغضبش ، شفاعت مىكند - وپيامبر أكرم وأهل بيت عصمت أو عليهم السلام ؛ بلكه يكى از أصول اعتقادي ثابت ما اعتقاد به شفاعتِ آنها است . وهمچنين فرشتگان ومؤمنان صالح . لكن همهء شفاعتها پس از اذن پروردگار خواهد بود . وآيات زير ، بر اين امر ، دلالت دارند :
1 - قُل لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً . « 4 »
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 254 .
( 2 ) . سورهء مؤمن ، آيهء 18 .
( 3 ) . سورهء شعراء ، آيات 100 و 101 .
( 4 ) . سورهء زمر ، آيهء 44 .