خاصّان خود را به ايمان به پيامبر اسلام وكتاب وى امر مىكردند وخود نمىپذيرفتند . ولى خطاب ، اعمّ ؛ ومراد از كتاب نيز اعمّ است ؛ ومطلب فوق ، يكى از مصاديق است ؛ وآية ، شامل هر كسى است كه به كار نيك امر مىكند وخود با وجود علمْ عامل نيست . وغرض ، نكوهش از امر به خير نيست ؛ زيرا امر به نيكى ، مطلق نيكو است ؛ بلكه توبيخ بر مرگ ، كار نيك است ، خاصّه از عالِمِ به آن .
بحث حديثي
امام صادق عليه السلام فرمود : « اينان گروهى هستند كه در گفتار ، سخن از عدل گويند ؛ ودر كردار ، راهى خلاف آن گيرند . وبزرگترين مردم در روز قيامت از نظر حسرت وندامت ، كسى است كه گفتارش درست وكردارش نادرست باشد » . « 1 » وأمير المؤمنين عليه السلام فرمود : « بر هر منبرى از آنان ، خطيبِ بليغ وسخنرانى گويا است ، كه پيوسته بر خدا ورسول وكتاب أو دروغ مىبندند » . « 2 »
ونيز گفته : « اينان كسانىاند كه پيش از بعثت پيامبر اسلام ، عرب را به پذيرش أو امر مىكردند ؛ وچون مبعوث گرديد ، كفر ورزيدند » . « 3 »
[ تفسير آيهء 45 ]
وَاسْتَعِينُوْا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ . [ 45 ]
وبوسيلهء صبر ونماز ، يارى جوييد ؛ وهمانا اين كار ، بس بزرگ وگران است ، جز براي خاشعان وفروتنان .
معناى « صبر » تسلّط انسان است بر نفس خويش ، به گونهاى كه در مواقع سختى ، از سلطهء أو خارج نشود .
وصبر در روايات ، بر روزه گرفتن نيز اطلاق شده [ است ] ؛ زيرا آن نيز نياز به حفظ نفس دارد .
وحقيقت صبر در هر موردى ، به صورت صفتي از أوصاف كمال انساني ، تجلّى
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 299 ، ح 1 ؛ وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 295 ، ح 20555 .
( 2 ) . تفسير القمّي ، ج 1 ، ص 46 ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 1 ، ص 75 ، ح 172 .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 192 ؛ إثبات الهداة ، ج 1 ، ص 215 ، ح 77 .