مىكند ؛ اگر أو در ارتكاب گناهان صبر كرد ، عدالت مىشود ؛ واگر در مقام بذل مال ، صبر نمود ، سخاوت مىگردد ؛ واگر در مقام مبارزه ، صبر كرد ، شجاعت مىشود ؛ واگر در مقام شهوت ، صبر نمود ، عفّت مىگردد ؛ وهكذا .
پس استعانت ، از قبيل شمول است ؛ واستعانت از نماز ، به لحاظ جامعيّت آن است به كمالات مختلف جسمي وروحي ؛ چه آن كه نماز ، مقتضى پاكى بدن ، حيا در سر جسم ، توجّه به كعبهء بزرگ ، نهايت خضوع در جوارح ، اخلاص در نيّت قلب ، مبارزه با شيطان ، مناجاة با خدا ، خواندن كلام الهى ، تكلّم به شهادتين ، سلام بر پيامبر وبندگان صالح خدا وبر همهء آنان كه بايد سلام كنيم ونمىشناسيم .
وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ ؛ يعنى استعانت جستن در أمور از صبر ونماز ، يا از خصوص نماز ، كار سنگينى است ، جز بر خاشعان . يعنى : كساني كه در برابر خداوند ، ذلّت وشكستگى قلبي دارند .
[ تفسير آيهء 46 ]
الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُلَاقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ . [ 46 ]
« ظَنّ » در لغت ، رجحان يك طرفِ احتمال است . ودر بسيارى از موارد ، به معناى علم ويقين استعمال مىشود . وگاهى به آرزو واميد نيز اطلاق مىشود . ودر اين آية ، يكى از اين دو معنا است .
ومعناى آية ، اين است كه : خاشعين ، كسانىاند كه مىدانند ملاقاة كنندهء پروردگار خود هستند ؛ وهمانند مشركان ومنكران معاد نيستند كه مرگ را نابودى وملاقاة را بىمفهوم بدانند .
ومراد از اين ملاقاة ، با اين كه انسان در دنيا نيز غايب از حق نيست وپيوسته در حضور ولقاى أو است ، اين است كه : حضور ولقا ، داراى مراتب است ؛ وانسان ، به مرگ وورود به برزخ ، مواجه مىشود با ديدن فرشتگان ومأموران دربار خداوند ومشاهدهء أرواح گذشتگان وشنيدن نداى حضرت حق وديدن فضاى عالم برزخ ؛ وبالأخره روبرو مىشود با تمام مظاهر ربوبىِ خداوند كه در جهان برزخ ، جلوهگر است ؛ واين ، مرحلهء جديدى از لقاء اللَّه است .