پيروزى اسلام بر همه مذاهب وأديان است .
3 - تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً . « 1 » صاحب خير وبركت است خدايى كه بر بنده خويش ( محمد صلى الله عليه وآله ) اين كتاب جدايىبخش ميان حق وباطل را فروفرستاد بدين منظور كه انذاركنندهء جهانيان باشد .
چون كلمهء عالمين شامل همه انسانها در همه اعصار است ، اين نتيجة را مىدهد كه پيامبر ، مبعوث بر همه وآئينش مربوط به همه است .
امرى كه در اينجا لازم الذكر به نظر مىرسد آنكه احياناً اشكالى دربارهء خاتميت پيامبر اسلام مطرح مىشود ، وآن اينكه آيا برنامه اسلام وقوانين اصلى وفرعى آن كه در قرني خاص وبراي انسانهاى شبه وحشى ودور از همه مزايا وكمالات اخلاقى وانساني وفاقد هر نوع تمدن فرهنگى وسياسي واقتصادى تنظيم وتصويب شده است ، آيا مىتواند برنامه ابدى وجاودانى باشد ؟ حتى براي بشرهاى متمدنى كه از نظر فرهنگ ، سياست ، اقتصاد وجنبههاى ديگر از ابعاد تمدن انساني واجتماعي با بشرهاى آن عصر كاملًا متفاوت يا متباين مىباشد ؟
جواب اين اشكال با توجه به دو مطلب زير روشن مىشود :
1 - از يك نظر مىتوان مجموع برنامههاى دين واحكام وقوانين اسلامى را به دو بخش قسمت نمود : أركان وقوانين ثابت ومطلق ولا يتغير وبه تعبير ديگر احكامى كه با مرور زمان وتبدل اشخاص وگروهها قابل دگرگونى نيست ، واز اين قسم به نام أصول مسلّمه ويا احكام قيمه ، يا مستقلات عقلية تعبير مىكنيم ، مانند أصول كلى معتقدات ، عبادات ، اخلاقيات وأمهات اعمال فرعى .
2 - قوانين اقتضايى وقابل تغيير واحكامى كه ممكن است با مرور زمان وتبدل عناوين وأوضاع تغييرپذير باشد مانند برخى از كُبريات ديگر .
دوم آنكه : پيامبر اسلام داراى شؤون ومناصب زير بوده .
هامش
( 1 ) . سورهء فرقان ، آيهء 1 .