هوى وهوس ، خالى از اغراضى كه افراد عادى بدان گرفتارند ودر وضع قوانين واجراى آن بىتأثير نيست ، سرچشمه مىگيرد .
حال پس از ملاحظه دو مطلب فوق روشن مىشود كه دين اسلام وبرنامهء آسمانى محمد صلى الله عليه وآله ديني است جاويدان وقابل نسخ وابطال نيست ؛ چه آنكه معلوم شد غالب كليات ، وأصول قوانين آن كه در حقيقت تشكيلدهنده ماهيت وپيكرهء آن دين است ، بدان جهت كه أصول لا يتغير واحكام عقلي است ، ثابت وباقي خواهد بود وبرخى از احكام كلى ، وجزئيات وشعب فرعى آن را حاكم جامعه وامام وقت به اقتضا ودگرگونى حال جامعه از نظر ابعاد سياسي واقتصادى وغيره مىتواند تغيير دهد والبتة اين بيان در فرض ظهور ووجود امام عصر ( عج ) بىاشكال است وهمچنين بعد از ارتحال آن حضرت كه رهبران الهى وحجتهاى بعدى متصدى أمور جامعه بشرى خواهند بود .
زيرا به اعتقاد أهل تشيع مادامى كه نوع بشر در دنيا زندگى مىكند ، جوامعشان خالى از امام وحجت نخواهد بود . « 1 » بدين طريق كه پس از رحلت امام عصر عليه السلام رجعتى تحقق مىيابد وامامان يازدهگانه - كه أجداد آن حضرتاند وقبل از وى ارتحال يافتهاند - ، زنده شده وجهان را اداره كرده ، ولايت نفوس ونظارت احكام را به عهده خواهند داشت ، چنانكه أكثر علماى تشيع بدين معنى معتقدند . « 2 » ويا آنكه حال ما بعد رحلت امام عصر عليه السلام به همان منوال خواهد بود كه زمان پس از رجعت امامان ، يعنى جوامع انساني خالى از رهبر نبوده ونخواهند بود . اشخاص عادل ومعصومى به رهبرى آنها قيام مىكنند . وبه هر تقدير شريعت اسلامى باقي مىماند .
اما در أزمنة غيبت امام عصر مانند عصر فعلى كه تصدى أمور جامعه وولايت وسرپرستى آنها به عهدهء نواب عام ووكلاى آن حضرت است ، باز اشكالى دربارهء
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 178 ، باب ان الأرض لانحلو من حجة .
( 2 ) . تصحيح اعتقادات الاماميه ، ص 91 ؛ مختصر البصائر ، ص 108 ؛ بحار الأنوار ، ج 61 ، ص 83 .