صادق عليه السلام منقول است كه هر انساني به تنهايى عالم است وعالمين همهء انسانها هستند « 1 » ومىتوان گفت انسانهاى موجود در هر عصري عالم ، وموجود در همه عصرها عالميناند ، وبر هر تقدير از آيهء مذكور استفاده مىشود رسالت پيامبر وقرآن عظيم وى براي همه افراد جهانيان در همهء اعصار وزمانها است ، كه بالمآل مضمون آية ، خاتميت پيامبر وهميشگى دين اسلام را ايفا مىكند .
ومراد از خاتميت هر پيامبرى هميشگى وجاودانگى دين وشريعت أو است .
پس اگر گفته شود موسى وعيسى خاتميت نداشتهاند يعنى شريعت آنها موقت ومحدود بوده وپيامبر اسلام خاتم الأنبياء است يعنى شريعت وى موقت نيست ودين أو هميشگى ، وتا انقراض نسل بشر پيامبر ديگرى برانگيخته نشده وشريعتي ناسخ شرع أو نخواهد بود ، واين امر يعنى مسأله خاتميت يكى از احكام اساسى وضروري دين اسلام است كه آيات قرآني وروايات اهلبيت به صراحت لهجه مبين آن است به آيات زير توجه فرماييد .
1 - وَلكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ . « 2 » اين پيامبر فرستاده خداوند وپايان دهندهء پيامبران است .
2 - هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ . « 3 » أو كسى است كه فرستاده خود ( محمد صلى الله عليه وآله ) را به راهنمايى وابلاغ حق ارسال داشت كه دين أو را بر همهء أديان پيروز گرداند .
آيهء أول خاتميت پيامبر را بيان مىكند كه پس از وى آدميان را در صحنه گيتى پيامبرى نخواهد آمد ، وآيهء دوم به خاتميت دين وجاودانگى آيينش كه تعبير ديگرى از خاتميت است اشاره مىكند ، چه آنكه اگر بنا باشد آيينى پس از آن به دنيا عرضه شود وناسخ اسلام باشد ، اسلام بر آن پيروز نشود ، در صورتي كه مفاد آية
هامش
( 1 ) . همان ؛ رياض السالكين في شرح صحيفة سيدالساجدين ، ج 7 ، ص 219 .
( 2 ) . سورهء احزاب ، آيهء 40 .
( 3 ) . سورهء توبه ، آيهء 33 ؛ سورهء فتح ، آيهء 28 ؛ سورهء صف ، آيهء 9 .