و « توبه » در أصل ، رجوع وبازگشت وبه معناى پشيمانى است ؛ و « توّاب » مبالغه است .
پس آدم ، از پروردگار خود ، سخنانى دريافت كرد . پس خدا بر أو عطفِ توجّه نمود وسبب توبهء أو گرديد . پس خدا بر أو توجّه نمود وتوبهاش را پذيرفت ؛ زيرا أو بسيار توجّه كننده وعَطوف وتوبهپذير ومهربان است .
مراد از كلماتي كه آدم از خداى خود دريافت نمود وبه سبب آن توبه نمود ، عبارتِ استغفار است ، كه به طرز مختلف نقل شده .
ونيز در روايت دارد كه : « أسامي مباركِ أهل كسا بوده : محمّد وعلى وفاطمه وحسن وحسين عليهم السلام » . « 1 » واز اين كتاب كريم استفاده مىشود [ كه ] : توبهء هر بندهء گنهكارى ، ميان دو توبهء خداوند قرار دارد ؛ زيرا نخست خداوند به أو عطف توجّه مىكند ، تا متنبّه شود وتوبه نمايد ؛ ودوباره توجّه مىكند كه بپذيرد ؛ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا « 2 » .
پس معناى فَتَلَقّى آدَمُ اين است كه : خدا به أو عطف توجّه نمود وكلماتي كه سبب توبهء أو بود ، به أو عطا كرد ؛ وأو به تلقّى آنها توبه كرد وخدا توبهء أو را پذيرفت .
و « توّاب » مبالغه در توبه است ؛ يعنى : بسيار عطوف وتوبهپذير . و « رحيم » از صفات فعل پروردگار است ؛ يعنى : آثار دل سوزى [ را ] بر عبد مرتّب مىكند ، نه آن كه مثل بشر ، دل دارد ومىسوزد .
[ تفسير آيهء 38 ]
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ . [ 38 ]
خطابِ جمع در « اهْبِطوا » به آدم وحوّا ويا به آنها وشيطان است . وتكرار « اهبطوا » در اين جا وآيهء 36 براي اشاره به تعدّد هدف است ؛ زيرا هدف در فرمان اوّل ، اشاره به وجود اختلافِ عميق ميان آدميان وشيطانها در طول مدّت دنيا
و
هامش
( 1 ) . تفسير منسوب به امام عسكرى عليه السلام ، ص 217 ، ضمن ح 100 ؛ بحار الأنوار ، ج 11 ، ص 117 ، ح 48 .
( 2 ) . سورهء توبه ، آيهء 118 .