خدايى نيست . أو پروردگار آسمانها وزمين وآنچه در ميان آنها است كه پيروز شكستناپذير وپردهپوش گناهان است .
تفسير :
« منذر » ، اسم فاعل است به معنى بيمدهنده وعلت ذكر اين يك وصف براي پيامبر ومنحصر نمودن أوصاف آن حضرت را به صفت منذر در ذيل آيهء 4 مذكور افتاد ، چنانكه در آيهء پنجم نيز اشاره رفت كه كلمه « مامِنْ اله الَّااللَّه » كلمهء توحيد است در مقابل اشراك . بدين معنى كه نزاع بين اسلام وشرك دربارهء اثبات وجود خداى عظيم نبوده بلكه چنانكه از لحن آيات قرآني نيز مستفاد ومحسوس است مشركان مكة كه در عصر نزول اين سوره مورد خطاب بودند ، منكر خدا نبودند بلكه موجودى يا موجودات ديگرى را شريك وانباز أو مىدانستند .
ولذا همه آيات مربوطه به اين امر در مقام انكار ونفى شريك است كه به نحو ملازمه توحيد ذاتي اثبات مىشود ، وبنا بر اين كلمهء الواحد وصف تأكيدى خواهد بود ، وقهر به معنى غلبه « 1 » و « قهار » صيغه مبالغه است « 2 » يعنى كسى كه داراى سرعت غلبه يا دوام غلبه يا كمال غلبه « 3 » يا غلبهء بر هر موجودى است . « 4 » رَبُّ السَّماوَاتِ وَالأْرْضِ در ذيل آيهء 9 معنى كلمه رب بيان شد وگفته شد كه از مادهء « ربب » به معنى « ربى » است وخداى بزرگ تربيتدهنده هر موجودى است كه از نقص به سوى كمال در حركت است چه جماد باشد يا نبات يا حيوان ؛ زيرا همه موجودات در حال حركت وپيمودن مراحل تكاملاند در حركتهاى جوهري ، كيفى ، كمي ، معنوي وغيره .
پس معنى آية آنكه آسمانها وزمين وآنچه در ميان آنها است در طريق حركت به سوى كمالند وخداوند مربى وافاضهكننده توشه حركت ، ورساننده آنها به مقاصد تكويني وارادى است . اينجا است كه معاني برخى از صفات جلال وجمال
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 5 ، ص 120 ( قهر ) .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . مجمع البحرين ، ج 3 ، ص 464 ( قهر ) .
( 4 ) . همان ؛ النهاية لابن أثير ، ج 4 ، ص 129 ( قهر ) .