تخاصم به دشمنى ونزاع برخاستن دو نفر يا دو گروه است وبىترديد غيرمؤمنان وأهل تقوى وتمام گروهها در آن جهان به جدال ومخاصمه برمىخيزند ، چه فرقههايى كه در دنيا مؤتلف بودهاند يا مختلف « 1 » ، چنانكه راجع به دوستان باطل مىفرمايد :
الأْخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ . « 2 » دوستانى كه پايه ارتباطشان بر غير حق است در آن روز با هم دشمناند وفقط متقيناند كه در مرحله خلت ودوستى ثابت خواهند بود .
بايد توجه داشت كه تخاصمى كه در دنيا ميان افراد يا گروهها تحقق مىيابد معلول سركشى وطغيان وبيرون رفتن نفس از تحت نيروى عقل ودين است ودر اين فرض است كه هواها وهوسهاى مختلف جامعه تصادم مىكنند ، وافراد ملت برحسب تضاد ميول واختلاف خواستهها ، به تخاصم برمىخيزند ونزاع وجدالى كه سبب تضييع حقوق واتلاف ونابودى أموال ونفوس است تحقق مىيابد واين اعمال به تدريج صفت سَبُعيت وخوى حملهورى ودرندگى را در انسان توليد مىكند ، كه در عالم ديگر نيز بروز مىكند ودر صحنه محشر مخاصمهاى شديد بر سر تصفيه حساب واحقاق حق ودريافت مطالبات حقوقى ومظالم مالي وجانى ، ودر جهنم نيز به شكلى ديگر از قبيل مجادله لفظي ونفرين ولعنت وبلكه به جان هم افتادن وهمانند سگان وگرگان به يكديگر چنگال زدن ودريدن وپاره كردن ظهور مىكند واين امر يكى از مصاديق تخاصم أهل نار است .
تفسير آيهء 65 و 66
قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ وَمَا مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ .
رَبُّ السَّماوَاتِ وَالأْرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ .
اى پيامبر به مردم بگو من بيمدهندهاى بيش نيستم وغير از اللَّه يگانه قهار
هامش
( 1 ) . التبيان في تفسير القرآن ، ج 8 ، ص 578 ؛ جامع البيان في تفسير القرآن ، ج 23 ، ص 116 .
( 2 ) . سورهء زخرف ، آيهء 67 .