تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
اعراض داريد ومرا دانش وعلمي نسبت به حال گروه عالم بالا در آن هنگام كه با هم مخاصمه داشتند نبود وجز اين‌كه با بيانى روشن بيم‌دهنده باشم به من چيزى الهام نشده است . تفسير : ضمير هو راجع است به يوم الحساب وتحقق يافتن مجازات وكيفر وپاداش در آن « 1 » و « نبأ » در أصل خبر مهمى است كه داراى اثرى بزرگ باشد « 2 » ، واين آية روشنگر عظمت واهميت امر قيامت است والبتة با قطع نظر از اين‌كه تحقق آن روز واقعيتى غيرقابل انكار است ، بزرگ وعظيم وقابل توجه وتأمل است به‌طورى كه اگر تحققش هم ثابت ومسلم نباشد احتمالش قابل اعتناء والزام‌آور ، آن‌كه آن را بايد محقق گرفت واثر ثبوت وحتميت بخشيد ؛ چه رسد به آن‌كه با أدله وبراهين متين وقاطع ثابت ومحقق باشد . لذا در همه شرايع حقه وكتب آسمانى يكى از أركان وأصول اعتقادي آن ، مسئله معاد بوده است . گرچه ادعا مىشود كه در تورات فعلى نامى از معاد برده نشده ؛ لكن اين از علائم تحريف تورات است وبدون ترديد تورات اصلى خالى از ذكر معاد نبوده است . در قرآن مجيد توجه دادن جامعه به معاد پس از مسألهء توحيد در رأس تمام دستورات واحكام أصولي وفروعى واقع شده است . بلكه مسألهء معاد واعتقاد بروز واپسين از نظر حركت دادن جوامع بشرى به سوى هدف الهى وآرمان‌هاى سعادت بخش انساني در درجه أول ومؤثرتر از مسأله توحيد واعتقاد به مبدأ است ، زيرا قبلًا بيان كرديم محرك بودن اعتقاد به مبدأ به اقتضاى قوهء عاقله وتحريك اعتقاد به معاد به لحاظ تشويق وتهديد است وتأثير امر دوم در أفكار توده نه خواص واقليت‌هاى نادر بيش از أول است . لازم به تذكر است كه ، براي كسى كه معتقد به مبدئى عالم وقادر وعادل باشد اعتقاد به معاد واثبات آن به غايت روشن است ؛ چه آن‌كه پس از توجه به حوادث و
هامش
( 1 ) . تفسير منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 67 ؛ تفسير قرطبى ، ج 16 ، ص 226 . ( 2 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 788 ( نبأ ) .