نعمتهاى آن جهان نيز مىتوان گفت واين بيان را برخى از محققين قائل شدهاند .
ثانياً مىگوييم كه شكنجه وعذاب آخرت گرچه دائمي وابدى باشد ، خارج از تناسب وتوازن گناه نيست ؛ بلكه كيفرى مطابق جرم وعذابي موازن طغيان است .
زيرا كيفر از آثار ونتايج جرم است وميزان زشتى وشدت آن عقلا ، به جهت جرأت انسان مجرم به مقام مولا وهتك حرمت أو است . بنا بر اين هر چه جرأت بيشتر وبزرگتر باشد ميزان جرم بالاتر خواهد بود ، چنانچه اين معنى با ملاحظه مقامات مختلف افراد بشر روشن مىگردد .
مثلًا اهانت خاصي نسبت به يك فرد عادى داراى درجه خاصي از قباحت است ونسبت به مقام بالاتر داراى درجه بالاترى وچون علو وبرترى مقام ذات أقدس الهى بىنهايت وبدون حد است ، زشتى وقباحت اهانت وجرأت نيز بىحد ، ودر نتيجة استحقاق كيفر نيز غيرمحدود خواهد بود .
به تعبير فشردهتر ، گنهكار بدان جهت مستحق عذاب است كه جرأت واهانت كرده ، واهانت به ذات بىنهايت غيرمحدود است . پس استحقاق كيفر نيز غيرمحدود خواهد بود .
ممكن است توهم شود اين بيان در همه گناهان ثابت است ، چه گناه أصولي واعتقادي باشد مانند شرك وكفر ، وچه فروعى مانند معاصي كبيره وصغيرهء جوارحي .
لكن گفته مىشود كه از مفاد آيات « 1 » واخبار مسلم « 2 » وثابت شده كيفر معاصي غيركفر وشرك قابل گذشت وقابل شمول شفاعت در آخرت است وحداقل حدى براي آنها ثابت شده است ، ولى كيفر معصيت كفر ( يعنى كسى كه در حال كفر از دنيا
هامش
( 1 ) . سورهء نسا ، آيهء 48 و 116 .
( 2 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 330 ، ح 1 ؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 1 ، ص 37 ، ح 66 ؛ مشكاة الأنوار ، ص 565 ؛ مصباح المتهجد ، ص 848 ، ح 910 .