آنچه لازم به تذكر است ، آنكه گفته مىشود : دوام وهميشگى نسبت به نعمتهاى آخرت اشكالى در بر ندارد ؛ زيرا آنچه پاداش عمل مؤمن است به عنوان جزا وآنچه زيادتر است به عنوان تفضل واحسان محسوب مىشود . لكن دوام وأبديت عذاب آخرت مخالف حكم عقل است ؛ چه آنكه ملاحظه تناسب وتوازن ميان جرم وكيفر از نظر عقل وخرد لازم است ، وزيادى حد كيفر از حد جرم درباره مجرم ظلم است .
انسان عاصى هر نوع از معصيت را انجام دهد گرچه كفر وشرك باشد بىترديد محدود وموقت است وحد اكثرش از أول تكليف تا آخر عمر أو است ، واگر عذاب آخرت ابدى باشد ، قهراً نامحدود خواهد بود وچگونه مىشود جرم محدود كيفرى نامحدود داشته باشد ؟
جواب آنكه اولًا مىگوييم كيفر اخروى گناه ، معلول تكويني واثر وضعي آن است ؛ بدين معنى هر گناهى كه از انسان صادر مىشود چه عقيدتي باشد يا عملي ، اثرات خاصي به نحوه قوه واستعداد در روان أو مىگذارد ، كه پس از انتقال به جهان ديگر به مقتضاى وضع آنجا به فعليت درمىآيد وسبب آزار وناراحتى وفشار روحي وشكنجه جسمي أو مىگردد .
مثلًا كسى كه سرماخوردگى شديد دارد ، اگر ليوانى سركه خورد ممكن است چند دقيقه يا ساعتي در مزاجش اثر نكند ولى بطبع الحال پس از مدتي توليد تب ومرضى رنجآور خواهد كرد . وهم چنين است نظاير آن از امراض وآنچه سبب حدوث يا تشديد آنها مىشود .
حال مىگوييم گناه ومعصيت وطغيان نفس مولد آثار سوء تكويني در نفس است كه در عالم ديگر به طرز فشار وشكنجه وسوزش وآتش ظهور مىكند واين همان كيفر وعذاب وجهنم موعود است كه توأم با بقا ودوام روح استمرار خواهد داشت ؛ چه آنكه در آن عالم وسيله بهبود بخشيدن به امراض ودوا ودارو تهيه نشده وبدين جهت عذاب كيفر ادامه وخلود دارد ونظير اين را دربارهء پاداش نيك
و
تفسير مبسوط — صفحة 597
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٩٧