تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧

[ تفسير آيهء 31 - 32 ]

وَعَلَّمَ آدَمَ االأْسْماءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ . [ 31 ] وخداوند ، به آدم ، همهء نام‌ها را بياموخت ، سپس آن‌ها را بر فرشتگان عرضه داشت وگفت : أسامي اين‌ها [ را ] ، به من بگوييد اگر شما راستگوييد . برخى گفته‌اند : مراد از نام‌هايى كه خدا به آدم تعليم داد ، أسامي اشياى موجود در جهان بود . واين مطلب ، مشكل است ؛ زيرا در آن زمان ، هيچ لغت وزبان بشرى جز زبان فرشتگان نبود . لكن مىتوان گفت كه : مراد ، أسامي موجودات به همهء زبان‌ها ولغت‌هايى است كه نسل آيندهء آدم ، اختراع مىنمايد . وبا اين فرض نيز بسيار محدود است ؛ زيرا بشر براي اشياى معدودى كه در دسترس دارد ، نامگذارى كرده ، نه به همهء موجودات . وبه هر حال ، بنا بر اين قول ، خدا أسامي اشيايى كه در آينده نام خواهد داشت ، به آدم ياد داد ؛ أي علّمه من تلك المُسَمّيات . وبرخى برآن‌اند كه : مراد از شئ ، خود مُسَمّيات است ، كه نام‌ها از آن‌ها حكايت مىكند به استعمال مَجازى يا كِنايى ؛ وغرضْ آن كه : خداوند ، حقايق موجوداتى را كه در آينده ، داراى اسم مىشود ، با بيان صفات وخواصّ وآثار واسرار وجودي آن‌ها تعليم نمود . يا با اسم ونام‌هايشان تعليم نمود . يا خود مُسَمّيات را بدون أسامي آموخت . وبر هر دو تقدير ، ضمير ثُمَّ عَرَضَهُمْ به مُسَمّيات برمىگردد ؛ ومذكّر بودن آن ، [ از ] روى تغليب است ؛ يعنى خداوند ، همهء أعيان خارجي را به فرشتگان عرضه داشت تا أسامي آن‌ها را بگويند . والبتّه اشيايى كه خارج از حيطهء نامگذارى است ، بيرون از مَحَطّ بحث است . قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ . [ 32 ] فرشتگان گفتند : تو منزّه وپاك از هر عيب ونقصى ، بر ما هيچ دانشى جز آنچه تو