تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

[ تفسير آيهء 30 ]

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً . [ 30 ] وبه ياد آور « 1 » هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت : همانا من در روى زمين ، تعيين كنندهء جانشينم ؛ يعنى بر اين امر ، تصميم گرفته‌ام . قصّهء غريب وعظيم خلافت انسان در اين كلام مجيد ، جز در اين مورد ، ذكر نشده است . وغرض از خبر دادن آفرينش وخلافت أو به فرشتگان ، تعليم اين معنا است كه : بايد بزرگان قوم ، مطالب مهم را به مُقرّبان خويش ، اطّلاع دهند . و [ مراد ] روشن شدن حدود علم ودانش فرشتگان به خودشان وديگران وتسديد وتحكيم عقايد آن‌ها به علم وحكمت خداوند [ است ] . ومراد از خلافت انسان ، جانشينى نوع أو است از حضرت حق در روى زمين ، كه مظهر جمال وجلال وصفات فاضله واعمال نيك أو باشند ، همانند أنبيا كه مَثَل اعلاى خدا در روى زمين‌اند . يا جانشينى آن‌ها از گروهى از اجنّه - أولاد جانّ - كه پيش از خلقت انسان ، در روى مىزيستند وداراى تكاليف الهى بودند ، كه كارشان مُنجر به طغيان وفساد وخون‌ريزى شد ؛ [ پس ] عدّه‌اى از فرشتگان الهى آمدند وبا آنان جنگيدند ؛ برخى را كشتند وبرخى را به اسارت به جاهاى ديگر عالَم بردند . ومحتمل [ است ] كه إبليس بزرگ ، از آن اسرا بوده . ويا مراد ، آفريدن مخلوقِ داراى عقل وخرد است كه به نام نوع بشر وانسان ، برخى خليفهء برخى ديگر ، به نحو تسلسل باشند ، تا آن‌گاه كه نسلشان منقرض شود . قَالُوا أتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ . [ 30 ] فرشتگان گفتند : آيا در روى زمين ، كسى را جانشين مىكنى كه در آن فساد انگيزد وخون‌ها بريزد ؟ در توجيه علمِ فرشتگان بر اين كه اين موجود موعود ، تباهىزا وخون‌ريز است ،
هامش
( 1 ) . در أصل : « وبه ياد آوريد » .