موقعيتى را از عظمت وتأثير در انقياد وتسليم مردم پيدا كند ؛ لذا معجزات پيامبران در اعصار گذشته از قبيل خارق العادههاى حسى وعيني بوده است . اما در عصري كه أفق وديدگاه أفكار بشرى وسيعتر بوده ، عقلشان مستعد دريافت مطالب عقلي ومباني منطقي باشد ، اظهار چنين اعجازها ، غيرمتناسب با زمان بوده ، ويا مقتضى وملزمى بر آن نخواهد بود .
مثلًا اگر در عصر حضرت أمير يا امامان ديگر يا در ازمنهء ماها امامي كه دعوتش به زهد واعراض از زخارف وپيامش أعانت فقيران وانفاق مستمندان واجتناب از مطامع دنيا ، وقرآنش گوياى : وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ ، « 1 » خود تختهاى مرصع از جواهر گوناگون بر سطح ابرها نهد واز اجنهء تسخيرى وشياطين زير فرمان به گرد خويش جمع آورد ، وبه وسيلهء مرغان وپرندگان بالاى سر خويش سايهبان سازد ، وكران تا كران جهان را بدين منوال پرواز نمايد ، بىترديد اين سنخه روش در انظار جامعه مترقى گرچه اعجاز باشد ، مطلبي غيرمتناسب خواهد بود .
ما از معجزاتى كه قرآن مجيد براي أنبيا بيان كرده ، اشاراتى بدين حقيقت مىيابيم واز اينرو مىبينيم در قرآن مجيد از معجزات حسى وعيني انبياى گذشته از قبيل بيرون آوردن شتر از ميان كوه وكشتن ودرهم كوبيدن حيواني وسپس زنده نمودن ، ودر ميان آتش رفتن وزنده بيرون آمدن ، وعصا اژدها كردن ويد بيضاء ارائه دادن واز سنگ خارا دوازده چشمه به ضرب عصا جارى داشتن وجسمي را با دميدن نفسي زنده نمودن وغيره ، براي پيامبر اسلام ذكر نشده ، فقط معجزي كه كتاب آن حضرت به صراحت لهجه ونداى رسا در مقابل جهانيان ابلاغ مىدارد ، خود قرآن است كه همهء جنبههاى اعجازش متكى بر عقل وخرد ومنطق ودليل است .
بدين جهت هر چه اين كتاب عظيم در بستر اعصار سكون ودوام مىيابد وبا حركت زمان پيش مىرود وخود را بيشتر بر أفكار دانشمندان وآگاهان عالم عرضه
هامش
( 1 ) . سورهء حشر ، آيهء 9 .