اشكال دوم آنكه از ظاهر آية برمىآيد كه دعاى سليمان پيامبر مستجاب شده ، سلطنت مطلوب را دريافته است ، ولازم مطلب آنكه مقام أو از همهء پيغمبران بعد از وى بالاتر بوده است . در صورتي كه حضرت موسى وعيسى ومحمد صلى الله عليه وآله وهمهء اوصياى دوازدهگانهء محمد صلى الله عليه وآله ، مقامشان از سليمان بالاتر وسزاوار ملك سليمانى يا بالاتر از آن را بودهاند .
پاسخ : آنكه اولًا اگر كلمهء « مِنْ بَعْدى » به معنى « مِنْ غَيرِى » باشد ، حاصل معنى آية برترى سليمان نسبت به أهل عصر خودش مىشود واين امر مورد قبول است . « 1 » ثانياً روى فرض اينكه « مِنْ بَعْدِى » شامل همهء پيامبران بعد أو باشد ، مىگوييم درخواست سليمان در اين باره أجابت نيافته وسلطنتى كه بالاتر از مقام همه باشد ، به أو داده نشده ؛ زيرا بنا بر اينكه پيغمبران اولوالعزم مانند حضرت موسى وعيسى ومحمد صلى الله عليه وآله ويا لا أقل پيامبر اسلام وجانشينان دوازدهگانه أو مقام ولايت تكويني - تسلط بر عالم تكوين كه لدى الاقتضاء طبق ارادهء خويش در آن تصرف كنند - را حائز بودهاند ، قهراً باد ، وشياطين وغير آنها كه مسخر سليمان بودند ، در تحت سيطره واختيار آنان نيز بودهاند . پس سلطنت مزبور وبلكه بالاتر از آن را خداوند به ديگران نيز عطا فرموده است .
ودعوى اينكه ظاهر آية قبول شدن دعاى اوست ، صحيح نيست ؛ بلكه ظاهر آية آنكه خداوند به دنبال درخواست وى باد وشياطين را در اختيار أو قرار داد وگويا خدا مىفرمايد : أو درخواست سلطنت خاصي كرد وما هم درجهاى از سلطنت مطلوبه را به وى داديم ، نه عين مطلوبش را .
بنا بر اين فرقى كه ميان سليمان وپيامبران بعدى موجود است ، آنكه أو به تسلط تكويني خود دربارهء ابر وشياطين وطيور فعليت وعينيت بخشيد وپيامبران ديگر نبخشيد . فلسفهء اين امر آنكه اعمال اين سلطنت نوعي از خرق عادت واعجاز است ، وعمل اعجازى مىتواند در عصر جاهليت وأزمنة انحطاط جوامع بشرى
هامش
( 1 ) . التبيان في تفسير القرآن ، ج 8 ، ص 563 - 564 .