تفسير :
فتنه در أصل ، به معنى عمل با حادثهاى است كه سبب روشن شدن حقيقتي مجهول باشد ومىتوان آن را به آزمايش وامتحان ترجمه كرد ؛ مانند ذوب كردن طلا وأمثال آن براي معلوم شدن وجود جنس ديگر ، يا مقدار وكميت آن . گاهى اين كلمه بر معلول ونتيجة خارجي آزمايش اطلاق مىشود ، نظير عذابي كه پس از آزمايش به انسان مىرسد ؛ مانند آيهء ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ ؛ « 1 » يعنى آتش وعذابي كه نتيجة آزمايش شدن شما بود ، بچشيد . « 2 » بههرحال ، راجع به فتنه وامتحانى كه در مورد آية براي سليمان پيغمبر رخ داده مفسرين را سخن به اختلاف است كه برخى از آنها با موازين مسلمه تشيع نسبت به مقام والاي أنبياء توافق ندارد ، وأولى الوجوه در تفسير آية واستنتاج ، مراد آنكه سليمان چنين تصميم گرفته يا اظهار كرده كه صاحب فرزندى خواهد شد . أو را تربيت وجوان كرده در راه خداوند به جهاد خواهد فرستاد . پس از زماني ، جسد بىجان بچهاى را روى تختش نهادند كه اين همان فرزند مورد تصميم تو است . وى توجه يافت كه در مقام اختبار « 3 » يا در تصميم قلبي خود از استثناء يعنى توجه به مبدأ غفلت كرده وفهميد شايسته آن بوده كه در انجام أسباب عادى نبايد به تنهايى علت را بنگرد ؛ بلكه نيروى غيبى وارادةاللَّه را نيز متسلط ومتصرف بيند وقلباً از آن غفلت نكند . « 4 » اين غفلت گرچه براي انسان گرويده ومعتقد به مبدأ وشؤون جلال وجمال أو ، نه گناه كبيره است ونه صغيره ؛ بلكه نسياني موقت وپردهاى رقيق وبه يك تعبير حجاب نور است . لكن نسبت به مقام شامخ أنبيا ذنب نسبى وترك أولى واحتياج به طلب مغفرت دارد . از ذيل آية استفاده مىشود كه انابهاش بىدرنگ به درجهء أجابت رسيد وخداوند بيش از پيش مورد عنايت واحسانش قرار داد .
هامش
( 1 ) . سورهء ذاريات ، آيهء 14 .
( 2 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 623 ( فتن ) .
( 3 ) . امتحان .
( 4 ) . التبيان في تفسير القرآن ، ج 8 ، ص 561 - 562 .