كار اسبها . « 1 » « طَفِقَ » يعنى شروع كرد . « 2 » « مَسَحَ » مس كردن . « 3 » « سُوق » جمع ساق . « 4 » « أعناق » جمع « عنق » به معنى گردن . « 5 » ومراد آنكه : حضرت سليمان مشغول شد به ماليدن دست بر ساقها وگردن اسبان . « 6 » وأحسن الوجوه در بيان قضية آنكه اسبان تازى براي مشاهده وبررسى به سليمان ، عرضه داشتند . دفيله « 7 » ورژه رفتن اسبان به طول انجاميد وبه ناگاه سليمان متوجه شد كه مدت مديدى از ياد خداوند غفلت كرده است . فرمان داد اسبان را برگردانند . دست به ساقها ويالهاى آنها كشيد وبدين ترتيب آنها را وقف وصدقهء راه حق قرار داد .
بحث چهارم وپنجم : كيفيت آزمايش سليمان وانابهء أو است كه در آيات بعدى بدان اشاره شده است :
تفسير آيهء 34 و 35
وَلَقَدْ فتَنَّا سُلَيْمانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنَّابَ .
قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكاً لَايَنْبَغِي لِأِحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ .
همانا ما سليمان را آزمايش كرديم وروى تختش كالبد بىجانى درافكنديم .
پس أو برگشت وانابه كرد ، گفت : پروردگارا از من درگذر . به من اى پروردگار ملكي مبذول فرما كه پس از من براي احدى سزاوار نباشد ؛ چه آنكه حقا تو بخششگر بىعوضى .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 741 .
( 2 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 521 ( طفق ) .
( 3 ) . همان ، ص 767 ( مسح ) .
( 4 ) . همان ، ص 436 ( سوق ) .
( 5 ) . همان ، ص 590 ( عنق ) .
( 6 ) . مجمع البيان في تفسير القرآن ، ج 8 ، ص 741 .
( 7 ) . دفيله يعنى رژه ، فرهنگ معين .