تمتع وبرخوردارى از رفاه زندگى ، وتمكن از وسايل گوناگون حيات دنيوي است ؟
ومقصود از آية اينكه ، سلسلهء متقين در اين قسمت پيوسته فوق مجرمين وكاميابتر ونائلتر از آنها بودهاند وخواهند بود ؟ بىترديد اين معنى مراد نيست ؛ چه آنكه به شهادت تاريخ ومشاهدهء مطلب هميشه يا بهطور غالب عكس اين بوده است .
علاوة دقت وتأمل در آية شاهد معناى ديگر وروشنگر حاق مطلوب است وآن اينكه مفاد آيهء قبل اين بود : خلقت جهان بىهدف وبدون علت غائى نيست ؛ بل چنانكه اشاره رفت ، جهان ديگرى در پى است واين آية به منزلهء بيان واقامهء دليل بر اثبات آن است ؛ چه آنكه اگر جهان ديگرى نباشد ، لازم مىآيد مؤمنان ومفسدان ، متقيان وفاجران در اينكه پاداشى نخواهند ديد ، يكسان باشند . اين مطلب خلاف حكم عقل وقضاوت خرد است واينجاست كه ضدمذهبىها بايد ملتزم يك امر خلاف وجداني باشند .
مثلًا اگر فرض كنيم دو نفر دكتر يا مهندس ميان جامعهاى شروع به كار كنند وحقوق ودرآمدى نيز دريافت دارند ، فرضاً يكى از آنها روحي سالم وقلبي پاك داشته ، همت بر تكميل اخلاق انساني وخدمت به جامعهء بشرى گمارد چه به انگيزه گرايش به مذهب يا صرفاً براي حسن نيت ونوع دوستى أو خود را به شدايد وادارد ، مشقتهاى طاقتفرسا در راه اين هدف بكشد ، همه درآمد خويش را به رايگان بذل جامعه خود كند ، هزاران خدمت شايسته دربارهء نوع خود انجام دهد ، گرهها بگشايد ، به جوامعى حيات بخشد ، خود را در اين راه از همهء لذتها وخوشىها محروم سازد وبالآخرة به دست يكى از افراد جامعه خود - كه شايد رفيق ديگرش باشد - ، كشته شود .
وديگرى همه شؤون اخلاقى وانساني را كنار گذارد واز آنچه بتواند در مدت زندگى خود از عيش وشهوت وتعدى به مال وناموس مردم مضايقه نكند ، مالهاى بىحساب به غارت برد ، نفوسى بىگناه از افراد جامعه خود به عناوين مختلف نابود سازد ، وبالآخرة از هيچ خيانت وجنايتي فروگذار نشود وپس از طي عمر طبيعي به راحتى در بستر خود چشم از جهان فرو بندد .
تفسير مبسوط — صفحة 546
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٤٦