حال از ضد مذهبىها مىپرسيم فرق اين دو نفر از نظر پاداش خير وكيفر شر چيست ؟ آنها مىگويند هر دو نفر مستحق يك تحسين ويك توبيخاند . فرد أول از اين نظر كه گرفتار اعتقاد خرافات مذهب بوده واين افيون جامعه در مغزش اثر داشته ، مورد توبيخ وملامت است وبايد گفت : بىعرضه ، ارتجاعى ، پوفيوز ومنحط بوده ! واز اين جهت كه خدماتى به جامعه خود كرده ، اين اندازه مورد تحسين است كه مىگوييم كارهاى خوبى كرده وديگر هيچ ! وفرد ديگر را از نظر عقايد مىستاييم كه انساني روشنفكر وپاكيزه از خرافات فكرى بوده واز نظر عمل مىگوييم كارهاى بدى كرده ، واين است پاداشى كه اينان بر آن دو نفر مىدهند !
واصولًا پاداشى براي آنها غير اين دو نحو معقول نيست ؛ چه آنكه نه مبدئى در كار است كه كمالات انساني فرد أول أو را به مبدأ مقرب سازد وجنايات فرد دوم را از أو دور دارد ونه معادى در پيش است كه ثواب وكيفر را در آنجا دريابند .
واما از نظر اسلام - كه تمام كوششهاى هر انساني در نامههاى حسنات وسيئات وى مو به مو ثبت مىگردد ، ومقدارى متناسب با وضع اين جهان از عكسالعمل فعاليتهايش در اينجا وباقيمانده بىكم وكاست در جهان ديگر به أو برمىگردد - ، ميان اين دو نفر از نظر شخصيت ومقام واز نظر مجازات وپاداش ، فرسنگها فاصله است كه همان فاصلهء ميان آدم وشيطان ، وبهشت ودوزخ است .
تفسير آيهء 29
كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الأْلْبَابِ .
اين قرآن ، كتابي است پرخير وبركت كه آن را به سوى تو نازل كرديم تا آنكه مردم آياتش را مورد تدبر قرار دهند وصاحبان خرد ، از تفكر آن ، آگاهى وتذكر حاصل كنند .
تفسير :
در اين آية سخن از أوصاف قرآن مجيد واين كتاب آسمانى است وپنج امر در