مكلفين جهان از انس وجن مسابقهدهندگان ، شركت در اين مسابقه اجبارى وبدون معافيت مدت فعاليت فردى از أول بلوغ تا زمان مرگ ، طول زماني مجموع اين مسابقه از حين وارد شدن نوع بشرى در اين سرزمين تا انقراض اين نوع ، موضوع مسابقه ، تحصيل وتكميل باورها وعقايد ، تصفيهء اخلاق وفضايل نفساني ، تصحيح روش عملي ، وبالآخرة كوشش در استباق معنوي ومراحل انساني ودرجات باطني وروحاني ، برندهها : آدم ، هابيل ، شيث ، نوح ، إبراهيم ، موسى ، عيسى ، ومحمد صلى الله عليه وآله . . . ، متخلفين وبازندهها : قابيل ، نمرود ، فرعون ، هامان ، قارون ، أبو جهل ، أبو سفيان ، معاوية ، يزيد ، هارون ، مأمون ، متوكل و . . .
جايزه ( سَبْق ) ، سعادت ، قرب الهى ، بهشت ، رضوان اللَّه ، كيفر تخلف ، انحطاط ، سقوط ، رسوايى وشكنجهء جهنم است .
واگر مطلب أخير يعنى مسئلهء جايزه وكيفر در بين نباشد ، لازم مىآيد دستگاه خلقت لغو وبيهوده گردد ؛ چه آنكه بىترديد اين جهان نه گنجايش توفيه پاداش متناسب كوشش كنندگان راه سعادت وبرندگان جايزه وسبق را دارد ، ونه گنجايش كيفر جرم متخلفان را . پس نفى بطلان از خلقت واثبات صحت آن ملازم آن است كه جهان ديگرى به وجود آيد وهر صاحب استحقاقى به پاداش عمل خويش نايل گردد .
ممكن است توهم شود مفاد بَلْ نَقْذِفُ ، « 1 » اين است كه خود پيروزى حق وشكست باطل ، غرض اصلى از آفرينش است ونيازى به عالم ديگر نيست . لكن به شهادت آيات زيادى از قرآن خود اين پيروزى گرچه غايت يك سلسله از حوادث جهان خلقت است . ولى غايت الغايات وغايت نهايى نيست ؛ بلكه خود آن نيز مقدمه است براي غايت ديگرى كه آن جزاها وكيفرهاى اخروى است .
علاوة اينكه چگونه مىشود پيروزى گروهى وشكست گروه ديگرى
هامش
( 1 ) . سورهء أنبياء ، آيهء 18 .