تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
اعتقاد كافران است ، ولى از اين كلام حاق عقيدهء آن‌ها روشن نمىشود ؛ چه اگر مرادشان از لغويت اين است كه دستگاه خلقت ، خالق وآفريننده ندارد ، وبه نحو تصادف موجود شده ، پس آنان طبيعي وضدمذهب‌اند . واگر مرادشان اين‌كه جهان خالقي دارد ولى جهان را براي هدفى نيافريده ، پس آن‌ها منكر معادند ؛ چه آن‌كه لازمهء بىهدف بودن خلقت عدم تكليف وعدم پاداش وانتفاى جهان ديگر است واين معنى مراد است ؛ چه آن‌كه كفار قريش كه مورد توجه سخن در اين سوره وآيات‌اند ، معتقد به مبدأ وغيرمعتقد به معاد بوده‌اند ؛ چنان‌كه از آيات ديگر معلوم مىشود . ومراد از « ظن » أعم از گمان واعتقاد جازم است « 1 » ، واستعمال كلمهء ظن در معناى أعم وخصوص يقين زياد است ، وملاك استعمال در اينجا آن‌كه يقين جازم نيز در اين مورد بدين جهت كه خطاى محض وجهل مركب است به حكم گمان وظن است . بالجملة در آيهء فوق به سه مطلب اشاره شده : 1 - عبث وبدون هدف نبودن آفرينش . 2 - بدون هدف بودن آن در گمان كافران . 3 - انشاء نفرين بر آن‌ها يا اخبار از هلاكت وكيفر آتش دربارهء آن‌ها . اما مطلب أول مراد آن‌كه اولًا اين دستگاه عظيم عالم مخلوق خداوند است . وثانياً اين خلقت وآفرينش مبنى بر غرضى صحيح وبه منظور هدفى أصيل وعقلانى است . پس نه تصادفى است كه برگشت كلام به انكار مبدأ وخالق باشد ، ونه به نحو لعب وبازى كه نتيجة انكار معاد باشد وبه همين معنى در آية ( 39 دخان ) تصريح شده : وَمَا خَلَقْنَا السَّماوَاتِ وَالأْرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ . « 2 » لَوْ أَرَدْنَا أَن نَتَّخِذَ لَهواً لَاتَّخَذْنَاهُ مِن لَدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ . « 3 » ما آسمان‌ها وزمين وآنچه را كه در ميان آن‌ها است بدان انگيزه كه بازى
هامش
( 1 ) . العين ، ج 8 ، ص 152 ( ظنّ ) . ( 2 ) . سورهء دخان ، آيهء 38 . ( 3 ) . سورهء أنبياء ، آيات 17 - 18 .