3 - تهديد ، به تفهيم ، آنكه عقب ماندن وتخلف وترك وظيفة ، شلاق وشكنجههايى در بردارد . حال بايد گفت كه محرك أول گرچه عقلايىتر واصيلتر است ؛ لكن اگر تحقق يابد در يك صدم آنها خواهد بود وعمدهء محرك آنان دو عامل ديگر يا يكى از آن دو است .
مورد تشبيه آنكه پهنهء گيتى كلاس آموزش انسانها ، برنامهء تحصيلي آنها ، قوانين ذات الابعاد دين وشرايع متناسب زمان ، ومحرك آنان يكى از أمور زير است :
1 - اعتقاد به اينكه خداوند موجودى است بس عظيم وقابل پرستش ومستحق بندگى پس بايد در اجراى قوانين أو ودر عمل به برنامه اين كلاس بزرگ بسيار كوشيد تا وظيفة اهليت واستحقاق معبود ادا گردد كه أو ولى هر نعمت است وبر هر نعمتي شكري لازم .
2 - شوق بهشت وطمع در نعمتهاى گوناگون آن .
3 - ترس از جهنم وعذابها وشكنجههاى آن واين دو ( يعنى اعتقاد به معاد وپاداش خير وشر ) بىترديد در تحريك أغلب مردم وقسمت أعظم قافلهء انساني به سوى انجام وظايف وحركت در طريق هدف وسبيلاللَّه بيش از امر أول است ؛ بلكه آن قسم جز در عدهاى بس معدود ، كه از جملهء نوابغ وبرجستگان گروه بشرى هستند ، تحقق نمىيابد ؛ چنانكه در كلمات أمير المؤمنين مىخوانيم :
الهى ما عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نارِكَ وَلاطَمَعاً في جَنَّتِكَ لكن وَجَدْتُكَ اهْلًا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُكَ . « 1 »
پروردگارا تو را بدان جهت كه از عذابت بترسم ويا طمع بهشت داشته باشم ، نپرستيدم ؛ بلكه صرفاً وبدان علت كه تو را سزاوار پرستش يافتم ، پرستيدم .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 186 .