جواب اينكه اولًا اگر به دقت بنگريم ، خواهيم يافت زندگى جامعههاى امروز دنيا زندگى سخت ومشكل وناآرام ، وغالب ملتها فاقد آرامش فكرى مىباشند ، سران دولتها واتباعشان از يك جهت ، بورژواها وثروتمندان از جهت ديگر ، فقرا وزيردستان از ناحيهء ديگر ، وبالآخرة ساير گروههاى مختلف مذهبي وغيرمذهبى هر يك در نوعي از ناراحتىهاى فكرى ، شكنجههاى روحي ، صدمات خارجي وآفات گوناگون اجتماعي وسياسي به سر مىبرند .
وچون عالم بشريت مزهء تعيّش « 1 » صحيح وشيرينى زندگى در سايهء برنامهء خدايى را كه به وسيلهء به كاربستن احكام اسلامى تحقق مىيابد نچشيدهاند واز آزادى بىامتياز وبىطبقه زير سيطرهء حكومت عادلهء الهى برخوردار نبودهاند ، گمان مىكنند اين زندگى فعلى ، آرام وآرامشزا ولذتبخش است .
ولى چنين نيست حتى براي كساني كه در كشورهاى عظيم دنيا ودر مهد تمدن اروپا وآمريكا است . مگر نه اين است كه جهانيان امروز طبق يك بينش اجتماعي چهار دستهاند :
1 - زورمندان وصاحبان اسلحه وحاكمان بر جان ومال مردم يعنى دولتها وأذناب آنها .
2 - زرمندان وبورژواها واربابان طلاى خام ونقره فأم .
3 - روحانيان وهمهء زمامداران مذهبي أديان ومذاهب جهان جز علماى الهى ومسئولان متعهد اسلام ناب يعنى روحانيان على گونه عالم تشيع كه بس در اقليتاند .
4 - طبقه پايينتر ملت كه زمام سرنوشتشان در قبضهء استبداد طبقهء أول ، واختيار اقتصادشان در كف استثمار بورژواها ، ولجام افكارشان در دست استحمار روحانيان است ( گرگ درنده ، روباه حيلهگر ، موش سكه دزد ، ميش رام وأسير ) .
مگر نه اين است كه هر طبقهاى پيوسته در تلاش سبقت وغلبه ونابودى ديگرى
هامش
( 1 ) . زيستن ؛ لغتنامه دهخدا .