راه شناخت :
سؤالي در اين مورد مطرح مىشود كه براي قرون متأخر واعصار كنونى راه شناخت قيافههاى مختلف رهبران گذشته چيست ؟ وبه چه طريق چهرهء هر يك از آنها را مىتوان تشخيص داد كه قضاوت درباره حقانيت ولياقت تصدى مقام رهبرى يا بطلان وغاصب بودنشان بكنيم ؟
جواب اينكه شناختن چهرههاى معروف تاريخ در غير از رهبران اسلامى از سه راه ميّسر است :
1 - كتابهاى تاريخ ؛ 2 - مشاهدهء آثار آنها از كاخهاى ويران وآثار قصرها وقبرها وديگر علامات وقراين ، 3 - ادلهء نقلي از كتاب وسنت .
اما تاريخ غالباً بىاعتبار است ؛ چه آنكه اين پير فرتوت پنج هزار سأله به شهادت تتبع وتأمل وكاوش در قرائن خارجي ، بسيار دروغپرداز وافسانهباف ، پوشانندهء حقايق ، بل وارونه جلوهدهندهء آن است .
مگر نه اين است كه سالها براي دنيا نوشيروان را به عدالت ستود وچون اندكى پردهها را عقب زديم واز نزديك نگريستيم ، أو را موجودى خطرناك وسفاك يافتيم . چه ظلمي بالاتر از اين كه سالهاى متمادى همهء فرزندان معصوم يك كشور پهناور را از تحصيل دانش وتعلم وآموزش ممنوع داشت وآن را اختصاص به خاندان وويژهگانش داد !
ويا چه جنايتي بالاتر از اين كه آن چنان سلطه بر مغز وقلم وبيان يافت كه همهء ستمهاى خود را به دست زور در بستر تاريخ زير پرده نسيان كرد ، ودر گورستان فراموشى در شب تاريك خفقان دفن نمود ، وبدتر از آن خود را به قهرمان عدالت در صحنهء تاريخ جلوه داد وبه جهانيان معرفى نمود . وچه كماند انسانهاى متتبعى كه محققانه بنگرند ، تأمل وتعمق در صفحات تاريخ نمايند ، تا موفق شوند به نيروى فكرت وابزار كاوش نبش قبورى از گورستان تاريخ كنند واز لابلاى خرافات حقايقى را بدست آورند .
تفسير مبسوط — صفحة 521
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٢١