تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
سوم : عادل بودن يعنى از قوانين وبرنامه‌اى كه خود مأمور پياده كردن آن است ، ابداً تخلف نكردن . چهارم : معصوم بودن ، يعنى علاوة بر مصونيت مذكور ، مصون از خطا واشتباه در مراحل سه‌گانه بودن : درك وتوجه به قوانين ، عمل به آن ، وابلاغ آن . پنجم : زاهد بودن بدين معنى كه علاوة بر اجتناب از ممنوعات قانوني بايد از توسعهء ابعاد زندگى وپرداختن به رفاه وتنعم اجتناب كند ودر جنبه‌هاى مختلف وسايل تعيّش به مقدار ضرورت اكتفا نمايد . الگويش در وسعت زندگى ، پايين‌ترين فرد جامعه خويش باشد ؛ گرچه مملكتش به غايت وسيع وپهناور ومقامش در أوج بالا قرار گيرد . أو بايد انساني باشد دانشمند ، فكرش وسيع وپهناور ، روحش عظيم ، داراى تمام جهات حسن ومراحل كمال وفضايل نفسائى وصفات انساني ، منزه از تمام رذايل روحي وباطني ، كردارش مطابق أصول عقلانى ، منطقش موافق برنامه آسمانى . به عبارت ديگر ، نمونه در ميان افراد زمان خود . وجامع‌ترين موجود در ميان انسان‌هاى معاصرش ، از ابعاد مختلف فكرى وروانى وبلكه جسمي وبدني ، واين چنين فردى است كه بايد رياست دولت اسلامى را به دست گيرد ، مصداقش در طول تاريخ ، انبياى عظام واولياى آن‌ها بوده ، وفعلًا هم منطبق به امام وقت حضرت حجةبن الحسن ولى عصر ( عج ) است . وچون اين مصداق از رهبر در زمان غيبت در ميان جامعه ودر دسترس آن‌ها نيست ، بر طبق روايات « 1 » واصله لايق‌ترين فرد يا افراد به‌طور گروه ولُجنه بايد براي تصدّى مقام امام غايب انتخاب گردند . اما رئيس دولت در جامعهء سرمايه‌دارى وكمونيستى افرادى مانند كندى وكارتر واستالين وكاسكين وساير سلاطين ورؤسا ورهبران اجتماع‌اند كه شرح حالشان را در كتاب‌ها ومجلات ديده‌ايد .
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 67 ، ح 10 ؛ همان ، ج 7 ، ص 412 ، ح 5 ؛ تهذيب الأحكام ، ج 6 ، ص 218 ، ح 514 ؛ وسائل‌الشيعه ، ج 27 ، ص 137 ، ح 43416 .