كه اصلاح كار مستضعفان وطبقهء عقب ماندهء جامعه با اخذ كمتر از آن نيز تحققپذير است .
تبصره :
پس از اشارهء اجمالي به حكومت اسلامى وبودجهء دولتي وملى ، لازم به نظر مىرسد كه هر يك از دولتهاى اسلامى ، سرمايهدارى وكمونيستى را در ابعاد سهگانهء آنها ( رهبر ، جامعه ، ثروت ) با يكديگر به طور فشردهاى مقايسه كنيم تا جنبههاى مختلف وشؤون ظاهري ومعنوي آنها روشن شود .
رهبر :
رهبر ورئيس دولت وحاكم در دولت اسلامى فردى است الهى ، جامع أوصاف وشرايط زير :
اوّل : انتخاب شدن از طرف خداوند ، چه آنكه أو خالق انسانها ، دانا به كم وكيف ، أفكار وخصوصيات روانىِ آنها است . پس أو بهتر مىداند چه انساني را بايد براي رهبرى انتخاب نمود . چنانكه در ذيل آيهء يَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الأْرْضِ « 1 » بيان خواهد شد .
شاهد اين امر آيات زير است :
1 - اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ . « 2 » خداوند خود داناتر است رسالت خود را در كجا وبه عهدهء چه كسى قرار دهد .
2 - اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ . « 3 » خداوند از فرشتگان واز مردم ، خود پيامآورانى را برمىگزيند .
دوم : اينكه عالم بودن به آنچه مورد نياز جامعه است ، از معارف واخلاق وساير أمور مذهبي وساير فنون وموضوعات مربوطه .
هامش
( 1 ) . سورهء ص ، آيهء 26 .
( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 124 .
( 3 ) . سورهء حج ، آيهء 75 .