تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
بله دقت در آثار گذشتگان وبازمانده از خيمه وخرگاه اين كاروان ، حقايقى را بىپرده براي انسان كشف مىكند وچهرهء آنان را روشن وسايه‌دار نشان مىدهد . مثلًا اگر در مصر به تماشاى اهرام فرعونى شوى واز آثار باقيهء آن سرزمين عينكى بر چشم مغز زنى ، تختى را خواهى ديد كه روى مسندش يكايك فراعنهء مصر وخدايان زمين در لباس حرير وابريشم تكيه بر متكاى زربفت زده واز مچ تا آرنج با النگوها ودست برنج‌هاى طلا ونقره مزين كرده وريش به مهره‌هاى الماس وفيروزه ، آرايش داده ، جلا دادن با شمشيرهاى زرنگار وطناب‌هاى طلابافت وتازيانه‌هاى نقره‌اى در حضورش صف كشيده ، فرمان گرفتن ، بستن ، سوزاندن ، كشتن ، به چهار ميخ كشيدن ، صادر مىكند . در طرفي از مسندش هامان وزير « 1 » ، وسيلهء انتقال ستم وشكنجه از فرعون به ملت ، لولهء ارتباط بين كاخ نشين جبار وكوخ‌نشينان ستمديده كه اگر روزى سر از طاعت خدايگان بپيچند بر فرق واندام آن‌ها ، نفت سياه بپاشد وآتش سرخ برافروزد . وطرف ديگر قارون « 2 » صاحب خزانه‌هاى سيم وزر وانبارهاى جواهر مظهر اتمّ طلاى زرد ، ونقرهء سفيد ، تجليگاه ثروت ونخستين چهرهء مالي معروف تاريخ . ودر طرف ديگر ، روحاني دربارى كه اسم أعظم آسمانى را با منصب اعطايى دست زور ودرهم اهدايى رب زر مبادله كرده است . أو بلعم « 3 » است . رب النوع تجار مذهب كه اتباع وهمنوعانش نيز در اعصار بعدى منصب از پيغمبر ، خطابه از على ، ومنبر از حسنين به ارث برده ، سفرهء خويش را در سايهء چنين معاملاتى رنگين كرده‌اند . وضع اهرام چنين حكايت مىكند كه پايه‌هاى تخت اينان همه سر نيزه بود وهر يك بر سينه وچشم ودل مستمندى فرو رفته وآن‌گاه كه آن‌ها از جام شراب عربده مىكشيدند ، اينان از شدت شكنجه فرياد . وآن‌گاه كه آن‌ها مست مىافتادند ، اين‌ها از
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 13 ، ص 113 ، ح 16 ؛ تفسير الثعلبي ، ج 7 ، ص 250 . ( 2 ) . سورهء قصص ، آيهء 76 ؛ بحارالأنوار ، ج 13 ، ص 249 ، ح 1 . ( 3 ) . بحارالأنوار ، ج 13 ، ص 373 ، ح 19 ؛ الكامل في التاريخ لابن أثير ، ج 1 ، ص 200 .