بىطاقتى بيهوش . وشما اى همفكر عزيزم مىتوانيد همين صحنهها ومجالس وانجمنها را از ويرانههاى تخت جمشيد وإيوان كسرى دريابيد وبنگريد .
واما مقايسهء جامعههاى اسلامى وسرمايهدارى وكمونيستى ، سه شهرستان را در نظر بگيريد وبا هم مقايسه كنيد : مدينه در أواخر عمر پيامبر أكرم - به استثناى يهود وبرخى از مذاهب ديگر كه در اقليت بودند - ، وپاريس ومسكو .
در مدينه ، اخلاق ورسومِ زير حكمفرما بود . ( والبتة مقايسه از دو جنبهء انساني واسلامى ملحوظ مىشود ) . همه دوست صميمى وبىشائبه يكديگر ، همه با هم برادر وبرابر ، دلها پر از مهر ومحبت ، روانها گويا همه يكى ، ولى در كالبدهاى مختلف دارائيت فرد ، دارائيت اجتماع ، ناراحتى فرد ناراحتى اجتماع ، سرور فرد سرور اجتماع ، روش آنها در وقت پيكار با هم قيام كردن واز هم پيشى گرفتن ، در جانبازى با يكديگر در مسابقه بودن ، در آن شهر از دروغ خبري نيست ، گفتار همه راست در آنجا از تكبر اثرى نيست ، همه متواضع وفروتن ، در آنجا پدران ومادران مورد احترام فرزندان ، پيران مورد اكرام جوانان است ؛ شرك وثنويت ، عقوق والدين ، اسراف وتبذير ، بخالت از اداى حقوق خدا ، حقوق جامعه وحقوق فرد نيست .
در آنجا تعدى به مال وجان وناموس غير نيست . تكبر ، غرور ، حسد ، بهتان ، هرزگى ، بريدن از أقوام ( قطع رحم ) آزار به أقوام ، دزدى ، دروغ ، كتمان ، شهادت ، شكستن پيمان ، تخلف از عهود نيست . شراب ، قمار ، ربا ، كم فروشى ، كلاهبردارى وغصب نيست . ظلم ، كمك به ظلم وظالم ، ميل به ستمگران وزيربار ستم رفتن نيست . نميمه ، هتك عِرض ، غيبت ، كم فروشى ، خدعه ، حيله ، تقلب ، حسد ، غضب ، عداوت ، جبن ، بخل ، قساوت وساير اخلاق ناروا ورسوم ضدعقل ومخالف وجدان نيست .
آرى هر شهري كه طبق قالب اسلامى شكل بگيرد ، چنين است ومدينهء منوره وساير امكنهء نفوذ سيطرهء اسلام وسلطنت پيامبر در عصر آن حضرت تقريباً چنين
تفسير مبسوط — صفحة 523
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٢٣