بود . چرا ؟ براي اينكه در آنجا دلها پر از باور واعتقاد به توحيد بود ودر سايهء آن آداب ورسوم زير مورد عمل بود . روزى سه بار يا پنج بار در جنب هم در صف واحد براي خضوع در پيشگاه خدا ايستادن ( نماز ) . سالى يك ماه همه با هم روزها از هر خوشى وخواهش نفساني دل بريدن وتمرين تقويت روح وتسلط بر نفس ونيرو بخشيدن به اراده وبه ويژه تقرب به مبدأ أعلى وبه سوى قرب معنوي شناختن ( روزه ) .
در آنجا هر سال انبوه بىشمارى هزارها ، ميليونها ، براي تشكيل كنگرهء عمومى وبينالمللى جامعه خود وتبادل نظر وايجاد روابط ذات الابعاد سياسي ، نظامى ، اقتصادى ، عبادي ، وبالاتر وعميقتر از همه به عشق لقاى خانهء حق ، ديدار جايگاه عظمتش ، زيارة حريم جلالش ، فانى شدن در درياى عشقش ، فرو رفتن در انبوه زائرانش ، يعنى بدين علل وعلل ديگر به حريم جلالش فرود آمدن وبه دور كعبهاش چرخيدن ، ودر حرم امنش به زيارة شتافتن .
در آنجا هنگام فرمان دادن رهبر به پيكار ونبرد ، بىدرنگ از جا برخاستن ، در اسلحه جنگ فرورفتن ، از خويش بيگانه ، واز وطن بىخانه شدن ، وبه شور جهاد وپيكار وشوق ديدار يار ، وعشقِ دادن خون وهديه كردن جان ، وطن را ترك گفتن ، واز همه چيز بريدن وبه سوى يك چيز شتافتن ، ودر صف واحد چون سدّ ساخته شده از سرب در رديف هم قرار گرفتن ، وحمله به پيش بردن ، يا صفوف دشمن شكافتن ، ويا خون خود روى همهدفان وهمكيشان ورهبران ورهروان حق ريختن وسرفراز شدن .
در آنجا شبها عابد وهمصحبت با خدا بودن وروزها مجاهد وهمرزم با مجاهدان راه آزادى شدن ، در آنجا دست به دست دادن ونيرو روى نيرو نهادن ، وستمگران ، زورگويان ، قدارهبندان وجلادان را به زانو درآوردن ، در آنجا با تحمل هر شكنجه ، ستمورزان را به ستوه ، سپس به زانو درآوردن . در آنجا عدالت اجتماعي ، صلهء رحم ، توجه به زيردستان ، عيادت بيماران ، ترحم به ضعفا ، صبر وصفا ، عشق
و
تفسير مبسوط — صفحة 524
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٢٤