تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
بخواهند به نفع خود احياء وتصرف وحيازت وتملك نمايند ، چه مؤمن باشند يا كافر ، وچه در تحت حكومت أو باشند يا نه وشرايط وقوانينى راجع به اين موضوع وضع كرده كه عمدهء آن‌ها چند امر است : أول : تحقق يافتن احياء ، يعنى آباد كردن زمين ، واستيلاء وتملك در أموال ديگر . دوم : عدم مزاحمت احياء با حقوق ثابت ديگران . سوم : پرداخت مالياتى كه از طرف حكومت اسلامى بر آن وضع شده است . دو شرط أول از شرايط حدوث اولويت ، وشرط سوم شرط بقاى ملك محيى است . وپس از تحقق أحيا وحيازت از ملك دولت خارج شده ودر ملك احياءكننده وارد مىگردد . در نتيجة زمين وما فيها منقسم مىشود به دو قسم : أموال دولتي يعنى زمين‌هاى أحيا نشده ومال‌هاى حيازت نشده . وأموال شخصي يعنى احياء وحيازت شده‌ها كه در دست ملت است . واگر احياناً جنگى ميان گروه مسلمين وكفار درگيرد ومسلمين پيروز شوند ، أراضي محياة وأموال كفار از ملكيت آن‌ها بيرون رفته ، منتقل به مسلمين مىشود بدين طرز كه زمين‌هاى آباد ، ساختمان‌ها وساير أموال غيرمنقول يك پنجمش ملك دولت وما بقي مال ملت ومربوط به عموم مسلمان‌ها وجزو مستغلات عامه ومنابع درآمد بيت‌المال مسلمين مىگردد ؛ وآنچه از منقولات باشد يك پنجم آن نيز ملك دولت ، وما بقي ملك شخصي سپاهيان فاتح ودر ميان آن‌ها قسمت مىشود به استثناى أموري كه فعلًا محل بحث نيست . با اين بينش چنين به دست آمد كه زمين وما فيها فعلًا ودر عصر كنونى به سه بخش قسمت مىشود : 1 - آنچه در تحت تملك وحيازت بشر قرار نگرفته يعنى مباحات أصلية كه به نام أموال دولت اسلامى ناميده شد . 2 - آنچه انسان‌ها آن را احياء وآباد وحيازت نموده‌اند كه أموال شخصي است . 3 - آنچه مسلمين از كفار گرفته‌اند كه أموال جامعهء مسلمين است .
تفسير مبسوط — صفحة 505 | الشيخ علي المشكيني / جواد فاضل البخشايشى