أعيان منسوب به أو است به همان معنى از نسبت لكن ايجاد وخلقتش به منظور تأمين رفاه انسانهاى ساكن آن است . پس در نتيجة دو رقم ارتباط وتعلق در بين است : رابطه وتعلق زمين وما فيها به خداوند ، ورابطه وتعلق آنها به بندگان أو كه آنها را در اين مهد عظيم اسكان داده است .
نتيجة وآثار رابطهء أول آنكه در تصرّف وتملّك وحيازت وهرگونه قلب وانقلاب بشر در آن ، بايد طبق رضا وفرمان خدا ودر چهارچوب قوانين موضوعهء أو باشد ، وچنان نيست كه آن را آفريده وسپس رها كرده واعراض نموده ، هر كه بخواهد مالك شود ؛ بلكه در تمام شؤون حيازت وتصرفات بندگانش نظارت مستقيم دارد كه از حدود قوانين مربوطه خارج نگردند ؛ چنانچه به برخى از آن اشاره مىكنيم .
وآثار ونتايج علاقهء دوم وارتباط اين كره با سكنهء آن ، اينكه همهء آنان از طرف خداوند مجاز ومرخصاند از اين سفره گسترده بهرهبردارى كنند وقدرت كوشش وفعاليت به كار برند تا از نعم گوناگون آن برخوردار باشند ، ودربارهء هيچ فردى از نظر عموم نعمت وگستردگىِ آن واز جنبهء قوانين عامه ووسيع الذيل آن ، محروميتى وجود ندارد ، ومسئله تخلف از قانون واينكه ممكن است فردى به دست خود براي خودش ايجاد محروميت كند ، مسأله ديگرى است كه ذكر مىشود .
اكنون مىگوييم از نظر قوانين اسلامى زمين وما فيها در بدو امر وقبل از آنكه دست بشر در آن تصرف كند ، از طرف خداوند واگذار به حجت ورهبر الهى شده است ، وبا ملاحظهء اينكه در منطق اسلام حكومت ، حكومت فردى وسلطنت بر أموال ونفوس جامعه از آنِ فرد است ودولت اسلامى يعنى فرد مذكور واتباع وياران أو ، مشروط آنكه وى منصوب مِن عنداللَّه وداراى عدالت وعصمت از گناه وخطا باشد كه نتيجهء حكومت فرد بر ملت حكومت اللَّه بر جامعه است ، گرچه به نام حكومت فرد است .
پس همهء زمين وما فيها در وهلهء أولى از آنِ دولت ومربوط به حاكم اسلامى است ، لكن بر اوست اجازه دهد جوامع بشرى وسكنهء خاك ، هر قطعه وبخشي را
تفسير مبسوط — صفحة 504
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٠٤