صورت انسان درآمده ، مسألهاى را به عنوان آزمايش مطرح نمودند وداود را در قضاوتش امتحان مىكردند ؟
البتة در كيفيت تحقق حادثه ( از قبيل بالا رفتن آنها از ديوار ، وارد شدن به طرز غيرعادى كه داود در وحشت افتاده ، امر كردن به داود كه نترس ، نهى كردن از شَطط ، « تجاوز از حق در قضاوت » وتوجه ناگهانىِ داود به اينكه اين واقعه ، آزمايش است ) ، قرائنى است ، شاهد آنكه قضية صحنهء مصنوعى بوده ونه حقيقي وآنها فرشته بودهاند ونه انسان ، ودر اين صحنه خطائى براي داود تصور نمىشود جز عجله وى در قضاوت كه قانون « الْبَيِّنَةُ لِلْمُدَّعى وَالْيَمينُ عَلى مَنْ انْكَرَ » « 1 » را فراموش كرده وظاهر قضية - كه ايهامآور ، ستم وتعدى صاحب گوسفندان متعدد است - ، أو را اغفال كرده است .
پس نتيجة اينكه حضرت داود ، خطايى در يك صحنه صوري وآزمايشى نموده است نه در يك مسأله محل ابتلاى حقيقي واين خطا نه گناه كبيره است ونه صغيره ؛ بلكه أولى وأليق اين بود چنين اشتباهى نكند ، واين ترك أولى را با ملاحظهء مقام شامخ نبوت وبا توجه به عظمت وعصمت وى مىتوان به نام ذنب وگناه ، واعتذار از آن را به نام استغفار ناميد .
دربارهء انبياى ديگر كه احياناً از آيات كريمه استفاده صدور گناه از آنها مىشود ، جوابي مشابه اين جواب را مىتوان داد ، كه همه از قبيل ترك أولى است . واز جوابهاى ديگرى كه در اين باره ذكر شده ، صرفنظر شد ؛ زيرا امتن آنها بيان فوق است .
دوم : وجه استعمال كلمهء محراب را در محلّ عبادت چنين گفتهاند كه : آنجا محلّ نبرد وپيكار با نفس وهواهاى آن ، يا پيكار با شيطان است . « 2 » گفته شده جهت تسميه
هامش
( 1 ) . الخلاف ، شيخ طوسي ، ج 3 ، ص 148 ( النبيّة على المدعى ) .
( 2 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 225 ( حرب ) .