تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
اين‌ها صفات وحالاتى بود كه خداوند براي داود ذكر فرموده واينك قصهء كوتاهى را كه نتيجه‌اش آزمايشى بزرگ براي حضرت داود است ، در آيات بعدى بيان مىفرمايد .

تفسير آيهء 21 تا 25

وَهَلْ أَتَاكَ نَبَؤُا الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ . إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ الصِّرَاطِ . إِنَّ هذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ . قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيراً مِّنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ وَظَنَّ دَاوُدُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعاً وَأَنَابَ . فَغَفَرْنَا لَهُ ذلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ . آيا تو را اى شنونده ، خبر آن دو نفر متخاصم كه از ديوار محراب بالا مىرفتند ، رسيده است ؟ آن‌گاه كه آن‌ها بر داود وارد شدند ، وى را وحشت واضطرابى رخ داد . آن‌ها گفتند : ترس مدار چه آن‌كه ما دو نفر متنازعيم كه بعضي از ما به بعض ديگر ستم كرده . پس تو اى داود ! ميان ما قضاوت كن . تجاوز از حق مكن وراهى درست نشانمان ده . اين شخص ، برادر من است كه داراى نود ونه ميش است ومن صاحب يك ميش . به من گفت : آن يك عدد را به من ده كه تحت كفالتم قرار گيرد وأو مرا در اين گفتگو مجاب كرد . داود گفت : أو تو را در اين‌كه ميش تو را بر ميش‌هاى خود اضافه كند ، ستم كرده والبتة غالباً شركاء برخى بر برخى ديگر ستم روا مىدارند ؛ مگر كساني كه ايمان آورده وكردارهاى نيك دارند