وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ . « 1 » وَأَنزَلَ لَكُم مِنَ الأْنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ . « 2 » پس از آنكه حق را از باطل تميز داد ، در مسير حركت به سوى اللَّه وارد مىشود ، وامتثال هر حكمي از برنامههاى أصولي وفروعى ، قدمي به طرف حق ، وگامى به سوى اللَّه ، ورجوعي به ساحت قرب أو است تا آنگاه كه به مرحلهاى از كمال نائل آيد وخليفةاللَّه شود ، ودر هنگام مرگ به لقاءاللَّه بشتابد ، وهر چه در مقام اذعان وعمل سعيش بيشتر ، رجوع وتقربش زيادتر ، واوْبَه وتوبهاش بيشتر خواهد بود :
وإِنّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ . « 3 » ششم : در تسخير كوهها براي همصدا شدن با داود است . مقتضاى ظاهر آية آنكه كوهها وپرندگان به اراده واختيار خويش همصداى أو بودند . حال مىگوييم آيا خداوند كوهها را نيروى عقل ، واراده واختيار ، وآلت تكلم وسخن داده وسپس آنها را همانند انسان مختارى مأمور كرده بود همراه داود تسبيح كنند وسخن به تقديس حق رانند ؟
پس تسخير در اين مورد ، هم تكويني است ( عقل واراده وقدرت تكلم ) وهم تشريعي ( امر به تسبيح ) . يا آنكه در آنها همانند ضبط صوتي ايجاد صدا وسخن نموده بود كه طبق مشيت حق ، مقارن آواز داود صدايى مشابه صداى وى از آن جمادات بر مىخاست . ويا آنكه از قبيل صدا يعنى انعكاس صوت در كوهسار وجوّ بوده كه شنونده ، دو صداى مشابه مىشنيده ؟ ودر اين دو صورت تسخير تكويني خواهد بود ، بدان معنى كه تسبيح به وسيلهء صدا وكلام بوده لكن به ارادهء الهى وبدون ارادهاى از كوهها . نه بدان معنى كه زبان حال بوده ؛ زيرا آن در همه موجودات ودر همه حالات حاصل است نه از كوهها بالخصوص ، ونه در
هامش
( 1 ) . سورهء حديد ، آيهء 25 .
( 2 ) . سورهء زمر ، آيهء 6 .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 156 .