صبحگاهان وشامگاهان . آيهء شريفه يَاجِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ ، « 1 » دلالت بر تعيين بعضي از محتملات سهگانه فوق ندارد .
از ذكر كلمه « مَعَهُ » نه « لَهُ » چنين برمىآيد كه تسخير به هر معنايى باشد ، بدان نحو نبوده كه كوهها در اختيار داود قرار گيرد . بلكه تسبيح آنها به اراده ومشيت حق تعالى ، وهمزمان با تسبيح داود بوده وگرنه مىفرمود : « انّا سخرنا الجبال لداود » . كلمهء « معه » متعلق به « سخّرنا » است نه به « يسبّحن » ؛ زيرا آن خلاف ظاهر اين آية وديگر آيات مربوط به اين مطلب است .
مثل :
وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُدَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ . « 2 » وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ مِنَّا فَضْلًا يَاجِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ . « 3 » هفتم : مسخر بودن مرغان وپرندگان است به حضرت داود . « والطير محشورة » ، طير جمع طائر است « 4 » به معنى پرنده ، ومحشور ، اسم مفعول است از حشر به معنى گرد آوردن . « 5 » چنانكه مىفرمايد :
وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً . « 6 » يعنى همهء آنها را براي محاسبه در قيامت گرد آورديم واحدى را فروگذار نكرديم وتقدير آية اينكه « وسخرنا الطير معه يسبّحن » . پس كلمهء « معه » كه در جمله قبلي ذكر شده در اين جمله نيز ملحوظ است ومعنى آية : ما مسخّر ورام كرديم مرغان را در حالي كه بر داود گرد آمده بودند ، همراه وى تسبيح گويند . مراد از تسبيح مرغان نيز تسبيح لفظي است نه تكويني ؛ چنانچه گذشت .
كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ . « 7 »
هامش
( 1 ) . سورهء سبأ ، آيهء 10 .
( 2 ) . سورهء أنبياء ، آيهء 79 .
( 3 ) . سورهء سبأ ، آيهء 10 .
( 4 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 528 ( طير ) .
( 5 ) . لسان العرب ، ج 4 ، ص 190 ( حشر ) .
( 6 ) . سورهء كهف ، آيهء 47 .
( 7 ) . سورهء ص ، آيهء 19 .