يعنى هر يك از كوهها ومرغان بر داود كثيرالرجوع بودند ؛ بدين معنى كه هر ساعتي أو به نغمهاى مىآغازيد ، آنها نيز همراهى داشتند . وممكن است تقدير اين باشد : « كل رجاع في صوته لأجله » . همه آنها براي نغمه ، تسبيح أو صوت خود را به ترجيع وزير بم در مىآوردند . البتة خواندن داود پيغمبر به طرز غنايى كه در اسلام حرام است نبود ويا آنكه در شريعت وى غنا حرام نبود .
هشتم : عظمت واستحكام سلطنت داود است . « وشددنا ملكه » . « شدّ » به معنى استحكام « 1 » ، وملك مصدر است به ضم ميم وفتح آن « 2 » به معنى تسلط واستيلاء « 3 » ، وگاهى به معناى مفعول استعمال مىشود ، يعنى مملوك « 4 » واشيايى كه در تحت تسلط انسان است ، ومنظور آنكه ، ما سلطنت واستيلاى داود را قوى ونيرومند كرديم ، ومراد تسلط خارجي وعيني است ، كه وى مانند برخى از سلاطين بر سپاهيان ، وأمور كشورى ، وأوضاع مملكت خويش مسلط ومستولى بود ، ومىتوان گفت كه مراد تسلط تشريعي است ؛ چه آنكه براي پيامبران الهى غالباً يا في الجملة تسلطى از طرف خدا بر نفوس جامعه وأموال آنها تشريع شده بود ؛ چنانچه دربارهء پيغمبر اسلام مىفرمايد :
النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ . « 5 » اين معنى دربارهء حضرت داود از نظر شمول وفراگيرى همه طبقات ويا تأييد وتقويت آن به وسيله تسلط عيني وخارجي قوىتر بوده است . ويا بدان جهت كه وى دست به ابتكار لباس زد وپوششهاى متناسب با وضع جسمي وتمدن عصري مردم اختراع نمود ؛ خاصه زره جنگى وپوشش ضد ضربهاى كه در آن عصر ،
هامش
( 1 ) . التبيان في تفسير القرآن ، ج 4 ، ص 318 ؛ المفردات في غريب القرآن ، ص 447 ( شدّ ) .
( 2 ) . روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ، ج 1 ، ص 76 .
( 3 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 775 ( ملك ) .
( 4 ) . التبيان في اعراب القرآن ، ص 259 ؛ الجدول في اعراب القرآن ، ج 3 ، ص 146 .
( 5 ) . سورهء احزاب ، آيهء 6 .