نظامى سخن گفته ، استفاده خواهد شد ؛ چنانكه آيات زير به كمال أو در نيروى بدني دلالت دارند :
1 - فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ . « 1 » هنگامى كه رزمندگان راه حق تحت سرپرستى طالوت با لشگريان جالوت روبرو شدند ، آنان دشمنان حق را به خواست خداوند شكست دادند وداود ( سرباز رشيد آن گروه ) ، جالوت را به قتل رسانيد .
2 - وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ . . . . « 2 » ما آهن را براي داود نرم ساختيم كه زرهها بساز وحلقهها را در بافت آن منظم وبا اندازه دار .
پنجم : صفت اوّاب است از « آب يؤب أي رجع » . « 3 » پس اوّاب همانند توّاب صيغه مبالغه است به معنى پربرگشت وكثيرالرجوع . « 4 » چون انسان در هر مسئله اعتقادي وعملي از مسأله توحيد گرفته تا حليت وحرمت يك لقمهء نان بر سر دو راهى واقع است - راه حق وراه باطل ، راه اللَّه وراه شيطان - ، به ناچار انسان متوجه وآگاه ، در تمام اين دو راهىها راه اللَّه را انتخاب مىكند ونه شيطان را ورجوع به حق مىكند ونه به باطل واين حوادث در هر روز وهر ساعت محل ابتلا است . پس قهراً مؤمن كثيرالرجوع إلى اللَّه وإلى الحق واوّابْ خواهد . در آيهء شريفه اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ « 5 » نيز همين انتخاب أحسن را كه پيوسته محل ابتلا است ، از خداوند مىطلبيم .
بيان ديگر در شرح كلمهء اوَّابْ آنكه اين انسان كه أصل خلقتش قوس نزولى است وحدوث ووجودش نوعي دورى از حق وابتعاد أو است چه آنكه مرتبه ممكن پائينتر ونازلتر از واجب الوجود است ولذا خود قرآن هر خلقتى را انزال مىنامد :
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 251 .
( 2 ) . سورهء سبأ ، آيات 10 - 11 .
( 3 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 97 ( أوب ) .
( 4 ) . همان ؛ لسان العرب ، ج 1 ، ص 219 ( أوب ) .
( 5 ) . سورهء حمد ، آيهء 6 .