تا مسجد أقصى كه حوالي آن را بركت داشتهايم ، سير داد .
حضرت عيسى خود در ميان گهوارهء خويش قبل از ابلاغ نبوت وكتاب ، مرحلهء بندگىاش را بيان مىكند :
قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيّاً . « 1 » أو در گهواره گفت : همانا من بندهء خدايم كه كتابم عطا كرده وپيغمبرم قرار داده است .
إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ . « 2 » أو جز اين نبود كه بندهء ما بود وما بر وى نعمت بخشيديم وأو را در ميان بنىاسرائيل نمونه ساختيم .
در كتاب مجيد در مواردى كه أنبيا وأوليا وفرشتگان را مىستايد ، آنها را به نام بندگان خود توصيف مىكند :
وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ . « 3 » وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ . « 4 » وَعِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأْرضِ هَوْناً . « 5 » بالجملة گرچه كلمهء عباد ، گاهى در آفريدهء خدا بهطور مطلق استعمال شده كه شامل خوب وبد ومؤمن وكافر مىشود ؛ لكن در مواردى با عنايت خاصي كه همان تحقق پيدا كردن معنى حقيقي عبوديت در آنها وتجلى وظهور روح توحيدي از گفتار وكردار آنها است ، در خصوص نيكان وصالحان وخالصان دربار الهى استعمال شده كه آيهء مورد بحث نيز از آن قبيل است .
ممكن است جهت اطلاق كلمهء « عبدنا » ، بر داود پيامبر اين باشد كه مردم متوجه شوند داود وساير پيامبران خدا بندگان خدايند نه خدايان ونه فرزندان خدا . پس چه اشتباه وخطاى بزرگ است آنكه طايفهاى از مسيحيان گفتهاند كه خداوند همان
هامش
( 1 ) . سورهء مريم ، آيهء 30 .
( 2 ) . سورهء زخرف ، آيهء 59 .
( 3 ) . سورهء صافات ، آيهء 171 .
( 4 ) . سورهء أنبياء ، آيهء 26 .
( 5 ) . سورهء فرقان ، آيهء 63 .